است كه از ظاهر بدن بودن آن ، معلوم نيست .
سوّم : رعايت نمودن ترتيب در غسل ترتيبى ، چنان كه مذكور شد .
چهارم : مباح بودن « 1 » آب ؛ و در مقدّمه كتاب دانستى كه غيرِ آبِ مطلقِ پاك ، چيزى را پاك نمىكند و وضو و غسل ، به غير آن ، جايز نيست .
پنجم : مباح بودن مكانى كه در آن غسل مىكند و همچنين ظرفى كه به آن ، آب بر بدن خود مىريزد و جائى كه آب غسل در آن ريخته مىشود ، چنان كه در وضو گذشت .
ششم : آن كه خود ، بدن خود را بشويد با قدرت و تمكَّن .
هفتم : آن كه مانعى از شستن نداشته باشد ؛ و بيان آن در وضو گذشت .
هشتم : پاك بودن بدن پيش از شستن « 2 » ؛ بلى شستن سر و گردن هر گاه پاك باشد ، موقوف بر پاك بودن ساير اجزاى بدن « 3 » نيست .
و احوط اين « 4 » است كه پيش از غُسل ، تمام بدن پاك باشد اگر چه سبق طهارت از خبث بر طهارت از حدث وجهى « 5 » ندارد ، بلكه مقارنت و حصول هر دو در آب كثير به سبب واحد ، در آنِ واحد ، كافى « 6 » است .
اشتراك و افتراق وضو و غسل و احكام جبيره به بيانى كه در وضو گذشت ، در غسل جارى است .
هامش
« 1 » و همچنين اباحهء مكان غسل و مصبّ آب غسل و ظرف آب غسل .
« 2 » يعنى شستن عضو ؛ و آن احتياط است .
« 3 » و همچنين هر جزءِ عالى نسبت به سافل ، بلكه اجزاى عرضيّه ايضاً في الجمله .
« 4 » ندباً
« 5 » لكن موافق احتياط است .
« 6 » و سزاوار نيست كه محلّ نزاع باشد .