بىنياز كه نزاده ، و زاده نشده است ، و احدى همتاى او نبوده ، و خودم را و آنچه پروردگارم روزىام نموده ، پناه مىدهم ، به پروردگار سپيدهمان از هرچه آفريد ، و از گزند شب تيره زمانى كه تاريكىاش درآيد ، و از شرّ دمندگان در گرهها ، و از شر حسود هنگامى كه حسد ورزد ، خود را و آنچه پروردگارم روزىام نمود پناه مىدهم به پروردگار آدميان ، فرماندهء آدميان ، پرستيده آدميان ، از گزند وسوسهگر پنهانكار ، كه وسوسه مىكند در سينههاى مردم از جنّ ، و آدمى .
پنجم : شيخ كلينى به سند معتبر از على بن مهزيار روايت كرده : محمد بن ابراهيم به حضرت هادى عليه السّلام نوشت : اى سيّد من ، اگر مصلحت مىدانى ، دعايى به من بياموز ، كه بعد از هر نماز بخوانم ، تا حق تعالى به سبب آن ، خير دنيا و آخرت را براى من گرد آورد . آن حضرت در پاسخ او نوشت ، مىگويى :
پناه مىآورم به جلوهء بزرگوارت ، و عزّتت كه نسبت به آن سوءقصد نشود ، و قدرتت كه چيزى از آن امتناع نورزد ، از شر دنيا و آخرت ، و از شرّ همهء دردها . و در بعضى از روايات اين دنباله را دارد :
و جنبش و نيرويى نيست جز به خداى والاى بزرگ .
ششم : كلينى و ابن بابويه به سندهاى صحيح و غير صحيح از حضرت باقر و صادق عليهما السّلام روايت كردهاند : كمتر چيزى كه تو را پس از نماز واجب از دعا مجزى است ، اين است كه بگويى : خدايا از تو مىخواهم ، از هر چيزى كه دانشت آن را فرا گرفته ، و پناه مىآورم به تو ، از هر شرّى كه دانشت آن را فرا گرفته است ، خدايا سلامتى كامل را در همه امورم از تو مىخواهم ، و به تو پناه مىآورم از خوارى دنيا و عذاب آخرت . و در روايت ابن بابويه است : خدايا درود فرست بر محمّد و خاندان محمد .
مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 917
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٩١٧