تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 807

مساهمون:

ص٨٠٧
اوليايش ، سلام بر ذخيرهء الهى براى كرامت اولياى حق ، و تارومار نمودن دشمنان خدا ، سلام بر نورى كه اهل كفر خاموشىاش را خواستند ، ولى خدا نخواست جز آنكه نورش را در عين ناخوش داشتن آنان كامل گرداند ، و آن را با زندگى طولانى تأييد كند ، تا حق را به دست او علىرغم دشمنان ظاهر نمايد ، گواهى مىدهم كه خدا تو را در خردسالى برگزيد ، و علومش را براى تو در بزرگسالى كامل كرد ، و تو زنده‌اى و نمىميرى ، تا معبودى ساختگى ، و سركشان را از ميان بردارى . خدايا درود فرست بر او و بر خدمتكاران ، و يارانش ، به گاه غيبت و دورىاش ، و او را بپوشان پوشاندنى نيرومند ، و براى او پناهگاه محكمى قرار ده ، او پايمالى و فشارت از خدا بر دشمنانش سخت گردان ، و دوستان و زائرانش را نگهبان باش ، خدايا چنان‌كه دلم را با يادش آباد قرار دادى ، پس اسلحه‌ام را در جهت يارىاش بركشيده گردان ، و اگر مگى كه بر بندگانت حتم قرار دادرى و با آن بر آفريده‌هايت علىرغم آنان قدرت نمايى كردى ، بين من و ديدارش پرده گردد ، پس مرا به هنگام ظهورش برانگيز ، تا از گورم سر برآورم ، درحالىكه كفن پوشيده‌ام ، در پيش رويش به جهاد برخيزم ، در صفى كه در قرآنت ، بر اهل آن ستايش نمودى ، و فرمودى گويى آنان بناى استوارند . خدايا انتظار ما طولانى شد ، و ناپاكان ما را شماتت كردند ، و به دست آوردن پيروزى بر ما سخت گشت . خدايا جمال باميمنت ولىّات را در زنده بودنمان ، و پس از مرگ به ما بنمايان . خدايا به تو تسليم مىشوم به بازگشت پيش روى صاحب اين بارگاه ، فرياد ، فرياد ، فرياد ، اى صاحب زمان در مسير پيوند با تو ، از دوستان صميمىام بريدم ، و براى زيارت تو ، وطنها را ترك كردم ، و كارهايم را از اهل شهرها پنهان