تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 762

مساهمون:

ص٧٦٢
بقعه در زمين طوس است و آن و اللّه باغى است از باغهاى بهشت ، هركه مرا در آن بقعه زيارت كند ، چنان است كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را زيارت كرده و حق تعالى براى او به سبب آن زيارت ، ثواب هزار حجّ پسنديده و هزار عمرهء پذيرفته بنويسد و من و پدرانم در روز قيامت شفيع او باشيم . چهارم : به چندين سند صحيح از ابن ابى نصر نقل شده كه گفت : نامهء امام رضا عليه السّلام را خواندم در آن نوشته شده بود : به شيعيان من برسانيد ، كه زيارت من نزد خدا برابر است با هزار حج ، پس من اين حديث را خدمت حضرت جواد عليه السّلام عرض كردم ، فرمود : آرى و اللّه هزار حج است ، براى كسىكه آن حضرت را زيارت كند و حق او را بشناسد . پنجم : به دو سند معتبر روايت شده : حضرت رضا عليه السّلام فرمود : هركه مرا با اين دورى بارگاه زيارت كند ، من در سه موطن روز قيامت نزد او آيم تا او را از اهوال آنها خلاصى بخشم : نخست وقتى كه نامه‌هاى نيكوكاران در دست راست ايشان و نامه‌هاب بدكاران در دست چپ ايشان پرواز كند و ديگر نز صراط و سوم نزد ترازوى اعمال . ششم : در حديث معتبر ديگرى فرمود زود باشد كه بر اثر ظلم و ستم با زهر به قتل برسم و كنار هارون الرشيد به خاك سپرده شوم و خدا تربت مرا محلّ تردّد شيعيان و دوستان من گرداند پس هركه مرا در اين غربت زيارت كند ، براى او واجب مىشود ، كه من او را در روز قيامت زيارت كنم و سوگند مىخورم ، به خدايى كه محمّد صلى اللّه عليه و آله را به پيامبرى گرامى داشته و او را بر تمام حلايق برگزيده ، كه هركه از شما شيعيان نزد قبر من دو ركعت بجا آورد ، البته از جانب خداى عالميان در روز قيامت آمرزش گناهان را مستحقّ شود و به حق آن خدايى كه ما بعد از محمّد صلى اللّه عليه و آله به امامت گرامى داشته ، و به وصيّت آن حضرت مخصوص گردانيد ، سوگند ياد مىكنم كه زيارت‌كنندگان قبر من در روز قيامت بر خدا گرامىتر از هر گروه ديگرى هستند و هر مؤمنى كه مرا زيارت كند و بر روى او قطره‌اى از باران برسد ، البته حق تعالى جسم او را بر آتش دوزخ حرام گرداند . هفتم : به سند معتبر روايت شده : محمّ بن سليمان از حضرت جواد عليه السّلام پرسيد : شخصى به عنوان حج تمتع ، حج واجب خود را انجام داد و پس از آن به مدينه رفت و حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله را زيارت نمود ، آنگاه به نجف رفت و پدرتان امير مؤمنان عليه السّلام را زيات كرد ، درحالىكه حق او را مىشناخت و مىدانست كه او حجت خدا بر خلق و باب اللّه است كه از آن باب بايد به خدا رسيد ، بر آن حضرت سلام كرد و به كربلا رفت و حضرت امام حسين عليه السّلام را زيارت كرد . سپس به بغداد رفت و حضرت امام موسى كاظم عليه السّلام را زيارت كرد و پس از اين زيارتها به شهر خود بازگشت ، د راين وقت خدا آن‌قد رمال به او روزى كرد كه مىتواند به حج برود ، براى اين مرد كه حج واجب