و امامان از فرزندانش ( درود بر آنان باد ) و بيزارى از دشمنانشان ، كه من اى پروردگارم همانا به اين امر خشنودم ، و درود خدا بر محمّد و خاندان محمّد . پس براى خود ، و براى پدر و مادر و مؤمنان و مسلمانان دعا كن ، و از دعاها هر دعايى را كه مىخواهى اختيار كن .
مؤلّف گويد : در خبرى از حضرت سجاد عليه السّلام آنچه حاصلش اين است روايت شده : خدا رحمت كند عباس عليه السّلام را كه نسبت به برادر خود ايثار كرد ، و جانش را فداى آن حضرت نمود ، تا اين كه در راه يارى او دو دستش را از بدن جدا كردند و خدا به جاى دو دست او دو بال به آن جناب عنايت فرمود ، كه مانند جعفر بن ابى طالب با آن دو بال همراه فرشتگان در بهشت پرواز مىكند ، و براى عباس در قيامت نزد خدا مقامى است كه مورد غبطه همهء شهداست ، و تمام شهيدان را آرزوى مقام اوست ، روايت شده : قمر بنى هاشم به هنگام شهادت سىوچهار ساله بود ، و امّ النبين مادر آن حضرت در ماتم او و سه برادر ديگر عباس به بقيع مىرفت و چنان ندبه و گريه مىكرد ، كه هر شخصى از آنجا مىگذشت گريان مىشد ، گريستن دوستان عجبى نيست ، مروان بن حكم كه از بزرگترين دشمنان خاندان نبوّت بود ، چون بر ماتم امّ البنين عبور مىكرد ، از اثر گريهء او گريه مىكرد و اين اشعار از امّ البنين در مرثيهء قمر بنى هاشم و ديگر پسرانش نقل شده است :
اى كه عباس را ديدى حمله مىكرد بر تودههاى فرومايه * و از فرزندان حيدر هر شير يال دارى دنبال او بود
خبردار شدهام كه به سر فرزندم ضربت وارد شده درحالىكه بريدهدست بود * واى بر من بر شير بچهام كه ضربت عمود سرش را خميده كرد
اگر شمشيرت در دستت بود كسى نمىتوانست به تو نزديك شود
و نيز از اوست :
واى بر تو مرا ديگر مادر پسران مخوان * كه مرا به ياد شيران بيشهام مىاندازى