تو خون خدا ، و فرزند خون خدايى ، و شهادت مىدهم كه تو فرد خدايى ستمديده در آسمانها و زمينى ، و شهادت مىدهم كه تو فرامين حق را رساندى ، و خيرخواهى كردى ، و وفا نمودى ، در وفادارى پايدارى داشتى ، و در راه خدا جهاد كردى ، و از جهان بر پايهء آ چه بر آن شهيد و شهادتجو و شاهد بودى گذشتى ، من بنده و دوستدار توام ، و در قيد طاعت تو و وارد به درگاه تو هستم ، درخواست مىكنم كمال منزلت نزد خدا را ، و استوارى قدم در هجرت به سويت را ، و راهى كه از رسيدن به تو قطع نمىگردد ، و از وارد شدن در سايهء سرپرستىات كه مأمور شدهاى به آن هركه خدا را خواست ، از شما شروع كرد ، خدا به وسيلهء شما دروغ را آشكار كند ، و خدا به خاطر شما دور نمايد روزگار گزينده را ، و به شما بگشايد ، و به شما ببندد ، و به شما آنچه بخواهد محو كند ، و پابرجا نمايد ، و به شما رشته خوارى را از گردن ما باز كند انتقام خون هر مؤمنى را كه مورد مطالبه است به شما بگيرد ، به شما زمين درختانش را بروياند ، و به شما زمين ميوههايش را بيرون آورد ، و آسمان به شما نازل نمايد باران و روزىاش را ، خدا به شما گرفتاريها را بر طرف كند ، و به شما باران فرو بارد ، و به شما تسبيح مىگويد زمينى كه حامل بدنهاى شماست ، و كوهايش به وسيلهء لنگرهاى آن مستقر مىگردد ، خواست پروردگار در اندازهگيريهاى امورش به سوى شما فرود مىآيد ، و از خانههاى شما صادر مىگردد ، و صادر شونده از شماست آنچه به تفضيل بيان شده از احكام بندگان ، ملعون باد امتى كه شما را كشت ، و امتى كه با شما مخالفت نمود ، و امتى كه ولايت شما را انكار كرد ، و امتى كه عليه شما يكديگر را پشتيبانى نمود ، و امّتى كه حاضر بود و شهادتخواهى ننمود ، خدا را سپاس كه قرار داد آتش
مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 658
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٦٥٨