آن حضرت نقل شده كه به بعضى از اصحاب خود فرمودند : آيا بامداد دنبال حاجتى نمىروى كه به مسجد بزرگ كوفه گذر كنى ؟ عرض كرد چرا ، فرمود : در آن مسجد چهار ركعت نماز بخوان و بگو : معبودم اگر من كسى بودهام كه تو را معصيت كردم ، در مقابل در محبوبترين چيزها به نزد تو اطاعتت كردم ، و آن اينكه در اعتقادم براى تو فرزندى نگرفتم ، و شريك برايت نخواندم البته در بسيارى از امور معصيت تو را كردهام ، نه به رسم دشمنى با تو ، و نه از باب تكبّر كردن از بندگىات ، و نه از جهت انكار ربوبّيت و نه به خاطر خروج از عرصهء بندگى ، ولى از هواى نفسم پيروى كردهام و بعد از برهان و بيان شيطان مرا لغزاند ، در نتيجه اگر عذابم كنى ، به گناهانم عذابم كردى و ستمكار بر من نيستى ، و اگر از من گذشت كنى و به من ترحّم فرمايى به جود و كرمت با من معامله كردى اى كريم . و همچنين مىگويى :
صبح كردم به نيرو و قدرت خدا ، صبح كردم بدون حول و قوّت خويش ، ولى به حول و قوت خدا ، اى پروردگار از تو مىخواهم بركت اين خانه و اهلش را ، و از تو درخواست مىكنم كه روزى حلال و پاكيزه نصيبم كنى ، كه مرا به جانب حول و قوّت تو سوق دهد درحالىكه من در سلامتى كاملت غوطهور باشم .
شيخ شهيد و محمّد بن مشهدى اين عمل را براى صحن مسجد پس از عمل ستون چهارم ذكر كردهاند ، در دو ركعت اول حمد و توحيد و در دو ركعت ديگر حمد و انّا انزلناه و پس از سلام ، تسبيح حضرت زهرا عليها السّلام را بگو . در حديث معتبر از ابو حمزه ثمالى نقل شده :
كه روزى در مسجد كوفه نشسته بودم ، ناگاه ديدم شخصى از در كنده وارد شد ، از همه كس خوشروتر و خشبوتر و پاكيزه جامهتر عمامه به سر بسته و پيراهن و درّاعه پوشيده و دو نعل عربى در پاى مباركش بود ، نعلين را از پا درآورد ، و نزد ستون هفتم
مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 618
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٦١٨