تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
چگونه جان‌وروان شما همراهى كرد بر چهرهء پيامبر خدا خاك فرو ريزيد ، سپس گريست و فرمود :
پدرم ، پروردگارت را كه تو را فرا خواند پاسخ دادى * پدرم ، چقدر به پروردگارت نزديكى
چه زيبا سروده شده :
اى دو جهان زير زمين از چه‌اى * خاك نه‌اى خاك‌نشين از چه‌اى
به روايت معتبر ، آن بانوى بانوان ، مشتى از خاك پاك آن مرقد مطهّر را بر گرفت ، و بر ديدگان نهاد و فرمود :
بر بوينده خاك احمد چيست ؟ * اينكه تا پابان زمان عطرها را نبويد بر من مصائبى فرود آمد كه اگر آنها * بر روزها آمده بود شب مىشدند
شيخ يوسف شامى در كتاب « درّ العظيم » نقل كرده است كه فاطمه زهرا عليها السّلام اين اشعار را در مرثيه پدر فرمود :
به آن‌كه در زير توده‌هاى خاك پنهان شده بگو * اگر فرياد و صداى مرا مىشنيدى بر من مصائبى فرو ريخت كه اگر آنها * بر روزها فرو ريخته بود شب مىشدند همانا من در سايهء محمّد حمايتى داشتم * كه از ستم نمىترسيدم و او جوركش من بود اما امروز براى شخص پست تواضع كنم و از ستم * بر خود مىپرهيزم و ستمگرم را با جامه‌ام دفع كنم اگر قمرى به شبانگاهش گريه كند * من در روز از غصّه بر شاخسارى بگريم اندوه را پس از تو مونسم قرار مىدهم * و دانه‌هاى اشك را در حجر تو گرد نبندم