تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 1032

مساهمون:

ص١٠٣٢
و گفت : اى پسر در اينجا چه مىكنى ؟ يوسف گفت : برادرانم مرا در اين چاه افكندند ، پرسيد دوست دارى از آن بيرون آيى ؟ پاسخ داد : اين امر بسته به مشيّت خداى عزّ و جلّ است ، اگر بخواهد مرا بيرون مىآورد ، جبرئيل گفت : حق تعالى مىفرمايد : مرا به اين دعا بخوان تا تو را از چاه بيرون آورم ، گفت آن دعا كدام است ، گفت : بگو : خدايا از تو مىخواهم به اينكه ستايش براى توست ، معبودى جز تو نيست ، بسيار عطاكننده‌اى ، پديدآورندهء آسمانها و زمينى ، صاحب شكوه و بزرگوارى ، بر محمّد درود فرستى ، و از آنچه در آنم ، برايم گشايش و راه خروجى قرار دهى . در نتيجه كاروان از راه رسيد ، و او را از چاه بيرون آورد ، به همان صورتى كه داستانش در قرآن مجيد آمده . چهارم : از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده : هرگاه از امرى ترسيدى بگو : اللّهمّ انّك لا يكفى منك احد ، و انت تكفى من كلّ احد من خلقك فاكفنى كذا و كذا . و در حديث ديگرى فرمود : مىگويى : اى كفايت كننده از هرچيز ، و چيزى از تو در آسمانها و زمين كفايت نكند ، مرا از كار دنيا و آخرت ، آنچه به انديشه برده كفايت كن ، و بر محمّد و خاندانش درود فرست و حضرت صادق عليه السّلام فرمود : هركه بر سلطانى كه از او بترسد وارد شود بگويد : به خدا گشايشى مىجويم ، و به خدا كاميابى مىطلبم ، و به محمّد ( درود خدا بر او و خاندانش ) رو مىكنم ، خدايا دشوارىاش را برايم رام كن ، و ناهموارىاش را برايم هموار فرما ، به درستى كه تو محو مىكنى و اثبات مىنمايى آنچه بخواهى ، و امّ الكتاب نز توست و نيز بگويد : خدا مرا بس است ، معبودى جز او نيست ، بر او توكّل نمودم ، و او پروردگار عرش بزرگ است ، به حول و قوّت خدا ، خود را از حول و قوّت ايشان باز مىدارم ، و به پروردگار سپيده‌دم از شرّ آنچه آفريد خود