كيفر دنياطلبى و پرستش طغيانگران
1 . سهل حلوانى مىگويد : امام صادق ( ع ) فرمود : عيسى بن مريم ( ع ) در سياحت و گردش خود به شهرى گذشت كه همهء مردم آن مرده بودند و جسدهايشان در راهها و خانهها روى زمين افتاده بود . فرمود : اينها به خشم الهى مردهاند ، زيرا اگر به غير عذاب مرده بودند يك ديگر را به خاك مىسپردند . ياران وى گفتند : دوست داريم سرگذشتشان را بدانيم . برخى گفتند : اى روح اللَّه ، آنان را صدا بزن و از خودشان بپرس . عيسى ( ع ) آنان را ندا كرد : اى مردم شهر ! يك تن از آنها پاسخ داد و گفت : لبّيك يا روح اللَّه ! فرمود : ماجراى شما و داستانتان چيست ؟ گفت : ما صبحگاهان در عافيت بوديم ولى شامگاهان در « هاويه » قرار گرفتيم . فرمود : هاويه چيست ؟ گفت : درياهايى است از آتش كه در آن كوههايى از آتش قرار دارد . فرمود : چه چيز شما را به اين وضعى كه مشاهده مىكنم گرفتار ساخت ؟ گفت : دوستى دنيا و پرستش طغيانگران .
فرمود : چقدر به دنيا محبّت داشتيد ؟ گفت : به اندازهء محبّتى كه كودك نسبت به مادرش دارد كه وقتى روى مىآورد شادمان مىشود و هنگامى كه پشت مىكند غمگين مىگردد . فرمود : طغيانگران را تا چه حدّ پرستش مىكرديد ؟ گفت : تا حدّى كه اگر به ما فرمان مىدادند از آنان اطاعت مىكرديم . فرمود : چرا تو از ميان اين گروه مرا پاسخ دادى ؟ گفت : چون آنها همه با لجام آتشين لجام گشته و فرشتگانى خشن و درشت خوى بر آنان گمارده شدهاند ، و من خود در دنيا در ميان آنان زندگى مىكردم ولى از جملهء آنها نبودم ، و هنگامى كه عذاب بر آنان فرود آمد مرا نيز در بر گرفت ، و من اكنون به مويى آويزانم و مىترسم در آتش دوزخ سرنگون شوم . امام صادق ( ع ) فرمود : آن گاه عيسى ( ع ) به يارانش فرمود : خوابيدن در مزبلهها و خوردن نان جوين با سلامت دين بسى بهتر است .
كيفر رياكار
1 . مسعدة بن زياد مىگويد : جعفر بن محمّد ( ع ) از پدرش نقل كرد كه فرمود : از رسول خدا ( ص ) پرسيدند كه فرداى قيامت نجات و رستگارى در چيست ؟ فرمود :
نجات در اين است كه با خدا نيرنگ نكنيد كه او نيز با شما نيرنگ خواهد كرد ، زيرا هر كس با خدا خدعه كند خدا با او خدعه مىكند و ايمان را از او سلب مىنمايد ، و اگر بفهمد در حقيقت با خودش خدعه كرده است . پرسيدند : چگونه با خدا خدعه