تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
با ابراهيم ( ع ) در بارهء پروردگارش مجادله كرد ، و بعد دو تن اسرائيلى كه قوم خود را يهودى و نصرانى كردند ، و ديگر فرعون كه گفت : « من بلند مرتبه‌ترين پروردگار شمايم » و سپس دو تن از اين امّت‌اند كه شرّ يكى از آنها از ديگرى بيشتر بود و هر دو در تابوتى بلورين از آتش ، زير شكافى كه در درياهايى از آتش است خواهند بود . 2 . ابو الجارود مىگويد : به امام باقر ( ع ) گفتم : از نخستين كسى كه وارد آتش مىشود به من خبر دهيد . فرمود : ابليس و دو مردند كه در جانب راست و چپ او قرار دارند . 3 . اسحاق بن عمّار صيرفى مىگويد : به حضرت ابو الحسن موسى بن جعفر ( ع ) گفتم : فدايت شوم ، براى من در بارهء آن دو تن سخنى بگو ، زيرا من از پدرت در بارهء آن دو سخنان فراوانى شنيده‌ام . امام ( ع ) فرمود : اى اسحاق ، اوّلى به منزلهء گوساله و دوّمى به منزلهء سامرى بود . گفتم : فدايت شوم ، بيشتر بفرماييد . فرمود : به خدا سوگند آنها مردم را يهودى و نصرانى و مجوسى كردند ، خدا آنان را نيامرزد . گفتم : فدايت گردم ، باز هم در بارهء آن دو بفرماييد . فرمود : سه گروهند كه خدا به آنان نظر رحمت نمىافكند و آنان را پاك نمىگرداند و عذابى دردناك خواهند داشت . گفتم : فدايت شوم ، آنها كيانند ؟ فرمود : كسى كه ادعاى امامت كند و از جانب خدا نباشد ، و كسى كه بر امامى كه از جانب خدا تعيين شده است طعنه زند ، و كسى كه گمان كند آن دو تن از اسلام بهره‌اى داشته‌اند . گفتم : فدايت گردم ، در بارهء آن دو براى من بيشتر توضيح دهيد . فرمود : اى اسحاق ، براى من يكسان است كه آيه‌اى محكم از كتاب خدا را محو كنم ، يا نبوّت محمّد ( ص ) را انكار نمايم ، يا وجود خدا را منكر شوم ، يا كسى را در امامت بر على بن ابى طالب ( ع ) مقدّم دارم . گفتم : فدايت شوم ، باز هم بيشتر بفرماييد . فرمود : اى اسحاق ، در دوزخ واديى است به نام « سقر » كه از روزى كه خدا آن را آفريده شعله‌اى نكشيده است ، و اگر خدا به او اجازه دهد كه به اندازهء سوراخ سوزنى شعله بر كشد همهء اهل زمين را مىسوزاند ، و دوزخيان از حرارت آن وادى و تعفّن و كثافت و ساير عذابهايى كه در آن است به خدا پناه مىبرند . در آن وادى كوهى از آتش است كه اهل آن وادى از حرارت و تعفّن و كثافت و ساير عذابهاى آن كوه به خدا پناه مىجويند ، و در آن كوه