تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
كس نمىتواند بشناسد ، و همان گونه كه قدر خدا را هيچ كس نمىتواند بشناسد قدر پيامبرش را نيز كسى نمىتواند بشناسد ، و چنان كه قدر پيامبرش را هيچ كس نمىتواند بشناسد قدر مؤمن را نيز كسى نمىتواند بشناسد . همانا مؤمن با برادرش برخورد مىكند و با او مصافحه مىنمايد و خدا بر آن دو نظر رحمت مىافكند و گناهانشان تا وقتى كه از يك ديگر جدا شوند همواره فرو مىريزد ، همان گونه كه باد سخت برگها را از درخت فرو مىريزد .

پاداش كسى كه نعمتهاى الهى را بشناسد و خدا را بر آنها سپاس گويد

1 . اسحاق بن عمّار مىگويد : امام صادق ( ع ) به من فرمود : اى اسحاق ، خداوند بر بنده‌اى نعمتى ارزانى نداشته كه آن بنده قدر آن را بشناسد و خدا را آشكارا بر آن سپاس گويد و فارغ شود مگر اينكه فرمان افزايش آن نعمت براى او صادر خواهد شد .

پاداش كسى كه چهل تا نود سال از عمر او بگذرد

1 . على بن مغيره مىگويد : از امام صادق ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : هنگامى كه سنّ مؤمن به چهل برسد خداوند او را از سه بيمارى : ديوانگى ، خوره و پيسى ايمن مىدارد ، و چون به پنجاه برسد حساب را بر او آسان مىگيرد ، و چون به شصت برسد توبه و بازگشت به سوى خدا را نصيب او مىكند ، و چون به هفتاد برسد ملكوتيان او را دوست خواهند داشت ، و چون به هشتاد برسد خداوند به فرشتگان مراقب او فرمان مىدهد كه نيكيهايش را بنويسند و گناهانش را رها كنند ، و چون به نود برسد گناهان قديم و جديد او را مىآمرزد ، و در زمرهء اسيران آزادشدهء خدا در زمين محسوب مىگردد . 2 . محمّد بن طلحه مىگويد : امام صادق ( ع ) فرمود : خداوند كسانى را كه سنّشان به هفتاد رسيده است گرامى مىدارد ، و از آنان كه هشتاد ساله‌اند شرم دارد كه عذابشان كند . 3 . خالد قلانسى مىگويد : امام صادق ( ع ) فرمود : خداوند شرم دارد از اينكه مؤمنان هشتاد ساله را عذاب كند . و فرمود : روز قيامت پير هشتاد ساله را مىآورند و نامهء عملش را به دستش مىدهند . ظاهر آن نامه كه بر مردم آشكار است چيزى جز گناه و نافرمانى نيست ، و اين بر او طولانى مىنمايد . از اين رو مىگويد : پروردگارا ، آيا مرا به سوى آتش دوزخ باز مىفرستى ؟ خداوند جبّار مىگويد : اى پيرمرد ، من شرم دارم از اينكه تو را عذاب كنم ، زيرا تو در دنيا براى من نماز مىگزاردى . بنده‌ام را به بهشت ببريد .
ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( فارسى ) — صفحة 363 | الشيخ الصدوق / انصارى