غلبه هوا و شكّ در بارهء حشر و خدا و قيامت يقين را از بين مى برد .
7
يفسد الطّمع الورع و الفجور التّقوى : طمع پارسائى را و گنهكارى پرهيزكارى را از بين مى براند .
8
و قال عليه السّلام فى حقّ من ذمهّ : يحبّ ان يطاع و يعصى و يستوفى و لا يوفى ، يحبّ ان يوصف بالسّخآء و لا يعطى و يقتضى و لا يقضى : دوست مى دارد كه فرمانش برده شود و خود خداى را فرمان نمى برد وفا را خواهان است و خودش وفادار نيست دوست مى دارد كه او را بجود و سخا وصف كنند و خودش مرد جود و بخشش نيست و مى خواهد كه در بارهء او بحقّ قضاوت شود و خودش قضاوت كننده بحقّ نيست ( و اين فرمايش حضرت تمامش در بارهء ما مردم صادق است كه همه چيز را بنفع خود و زيان غير خواهانيم ) .
9
يستثمر العفو بالإقرار اكثر ما يستثمر بالاعتذار : ميوه و بار گذشت از گناه بواسطهء اقرار كردن بيش از بر و بار آن است بواسطهء عذر خواستن و پوزش طلبيدن .
10
يغتنم مواخاة الأبرار و تجنّب مصاحبة الأشرار و الفّجار : برادرى و دوستى با نيكان مغتنم است و همچنين دورى گزيدن از همنشينى با بدان و بدكاران .
11
يسّروا و لا تعسّروا و خفّفوا و لا تثقلوا كارها را بر خود و مردم آسان گيريد و سخت گير نباشيد و سبك گيريد و سنگين مگيريد .
12
يبتلى مخالط النّاس بقرين السّوء و مداحاة العدوّ : آنكه با مردم آميزش داشته باشد بناچار با همنشين بد و ستايش دشمن مبتلا و گرفتار مى گردد .
13
يحتاج الأسلام الى الأيمان و يحتاج الأيمان الى الأيقان و يحتاج العلم الى العمل : اسلام بسوى ايمان و ايمان بسوى يقين و علم و علم بسوى عمل محتاج و نيازمند است .
14
يحتاج الأيمان الى الأخلاص : ايمان به اخلاص و پاكى نيّت نيازمند است .
15
يمتحن المؤمن بالبلاء كما يمتحن بالنّار الخلاص : مؤمن بوسيلهء بلا و گرفتارى آزمايش مىشود همچنان كه طلاى خالص به آتش آزمايش مى گردد .
16
يحتاج العلم الى الحلم و يحتاج الحلم الى