و جايگاه فرو بردن آب دهانش و مركز اندوهش را خواهد گرفت و فشرد .
75
وجهك ماء جامد يقطرّه السّؤال فانظر عند من تقطره : آب روى تو آبى است ايستاده و سخت در خواست آن را روان مىكند و مى ريزد بنگر آن را پيش كه مى ريزى .
76
وزر صدقة المنّان يغلب اجره : گناه صدقه دادن منّت نهنده بر اجرش مى چربد ( چنين كسى بهتر آنست تصدّق نكند ) .
77
وحدة المرء خير من جليس السّوء : مرد تنها باشد به از آن است كه يار بد داشته باشد .
78
وضع الصّنيعة فى اهلها تكبت العدوّ و تقى السّوء : نيكى را بجاى خويش نهادن دشمن را برو مى افكند و بدى را نگه مى دارد .
79
وجدت المسالمة ما لم يكن وهن فى الأسلام انجع من القتال : آشتى را مادامى كه براى دين ضرر نداشته باشد سودمندتر از جنگ و ستيز يافتم
80
وجدت الحلم و الاحتمال انصر لى من شجعان الرّجال : حلم و بردبارى را ديدم كه براى من از مردان دلاور يارى كنندهتراند .
81
و اللّه لا يعذّب اللّه سبحانه مؤمنا الّا بسوء ظنهّ و سوء خلقه : به خدا سوگند كه خداوند سبحان مؤمنى را عذاب نكند مگر بواسطهء كج خلقى و بدگمانيش در بارهء خدا .
82
وصول المرء الى كلّ ما يبتغيه من طيب عيشه و امن سيرته و سعة رزقه بحسن نيتّه وسعة من خلقه : رسيدن مرد به آن چه كه آرزومند است از زندگى خوشش و ايمنى راه و روشش و فراخى روزيش بخوش نيّتى و خوش خوئى او است .
83
و الّذى فلق الحبّة و برء النّسمة ما اسلموا و لكن استسلموا و اسرّوا الكفر فلمّا وجدوا اعوانا عليه اعلنوا ما كانوا اسرّوا و اظهروا ما كانوا ابطنوا : سوگند بدان خدائى كه دانه را شكافته و مردم را آفريده است كه ( منافقين و مخالفين و غاصبين حقوق ما ) مسلمان نشدند لكن خود را مسلمان وانمود كردند و كفرشان را پنهان داشتند همين كه يارانى پيدا نمودند كفر پنهانشان را آشكار ساختند و آنچه را كه در باطن داشتند ظاهر ساختند .
84
و الّذى بعث بالحقّ نبيّا لتبلبلنّ بلبلة