72
ليكن اوثق الذّخائر عندك العمل الصّالح البتهّ بايد استوارترين پس اندازها نزد تو كردار نيك باشد .
73
ليكن احبّ النّاس اليك المشفق النّاصح : البته بايد دوسترين مردم نزد تو دوست پند دهندهء مهربان باشد .
74
ليكن زادك التّقوى : البتهّ بايد زاد و توشهء ( آخرت ) تو پرهيزكارى باشد .
75
ليكن شعارك الهدى : البتهّ بايد شعار و اعلام تو هدايت باشد ( يا آنكه راست روى را پيراهن تنت قرار دهى ) .
76
ليكن سميرك القران : البتهّ هميشه شب و روز بايد قرآن يار تو باشد ( و بدستورات آن عمل كنى ) .
77
ليكن سجيّتك السّخآء و الإحسان : البتهّ بايد روش تو بخشش و نيكى بوده باشد .
78
لربّما خان النّصيح المؤتمن و نصح المستخان بسيار افتد كه پندگوى امين خيانت كند و خيانت كنندهء پند دهنده از كار در آيد ( اين يك از راه خردمندى بجاى از خم زدن مرهم نهد و آن يك از بيخردى بجاى مرهم نهادن زخم زند ) .
79
لأنا اشدّ اغتباطا بالكريم من امساكى على الجوهر الغالى الثّمين : براستى كه رشك و غبطه خوردن من بر شخص جوانمرد سخت تر از بخل ورزيدن بر گوهر گران سنگ مىباشد ( و شخص كريم از گوهر ناياب تر است ) .
80
ليصدق ورعك و يشتدّ تحريك و يخلّص نيّتك فى الأمانة و اليمين : تصديق پارسائى و شدّت خوددارى و پاكى نيّت تو در امانت دارى و سوگند خوردن پديدار مى گردد ( و اين دو آن سه را تصديق مى نمايند ) .
81
ليكن مرجعك الى الحقّ فمن فارق الحقّ هلك : البتهّ بايد رجوع تو بسوى حق باشد و هر كه از حق جدائى گزيد تباه گرديد .
82
ليكن مركبك العدل فمن ركبه ملك البتهّ بايد اسب سوارى تو عدل و دادگرى باشد زيرا هر كس اسب عدالت را سوار شد سلطان گرديد .
83
ليصدق تحرّيك فى الشّبهات فانّ من وقع فيها ارتبك : خوددارى و آزاد مردى تو بهنگام افتادن در شبهات بايد درست و معيّن گردد ( كه تا چه اندازه مرد و با ايمانى ) و هر كس كه در شبههها