تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١

14

للشّدآئد تدّخر الرّجال : مردها براى سختيها و دشواريها ذخيره مى كردند ( و همين كه كار بر ملك و ملّتى سخت شد به نيروى كفايت و درايت گرها را مى گشايند .

15

للظّالم بكفهّ عضّة : براى ستمگر انگشت بلب گزيدنى است ( كه در اثر ستمكارى بدان خواهد رسيد ) .

16

للمستحلى لذّة الدّنيا غصّة : براى شيرين شمرندهء لذّت و خوشى دنيا غصهّ و اندوهى در پى است .

17

للعاقل فى كلّ كلمة نبل : براى خردمند در هر پيش آمد سختى درستى و راستى ايست .

18

للحازم فى كلّ فعل فضل : براى دورانديش در هر كارى فضلى است .

19

للأحمق مع كلّ قول يمين : ابله را با هر سخنى سوگنديست

20

لرسول اللّه فى كلّ حكم تبيين : پيغمبر خدا را در هر حكمى ( از احكام اسلامى ) بيانى است ( كه مؤيّد آن حكم است ) .

21

للكيّس فى كلّ شيء اتّعاظ : براى شخص زيرك در هر چيزى پند گرفتنى است .

22

للعاقل فى كلّ عمل ارتياض : براى خردمند در هر كارى رنج و رياضتى است .

23

للقلوب خواطر سوء و العقول تزجر منها : دلها را خاطراتى است زشت كه عقلها از آنهائى بى زارند

24

للقلوب طبايع سوء و الحكمة و تنهى عنها : بارى دلها خوهائى است زشت ( از قبيل كبر و كين و عجب و رياء ) كه حكمت و دانش از آن خوها نهى كرده است .

25

لمبغضنا أمواج من سخط اللّه سبحانه : براى دشمن ما اهل بيت موجهائى است از خشم خداوند بزرگ ( كه فرداى محشر در آن غرق خواهد گرديد ) .

26

للمتجرّى على المعاصى نقم من عذاب اللّه سبحانه براى آنكه در گنهكارى بى باك است خشمهائى است از عذاب خداوند بزرگ .

27

لقد كاشفتم الدّنيا الغطاء وآذَنْتُكُمْ عَلى سَواءٍ : براستى و حقيقت مى گويم كه من پرده از چهره دنيا براى شما برگرفتم و راه راست را بشما گوش زد كردم ( باشد كه پند گيريد و در طريق هدايت سير نمائيد ) .

28

لقد رقعت مدرعتى هذه حتّى استحييت من راقعها فقال لى قائل الا تنبذها فقلت له اغرب عنّى فعند الصّباح يحمد القوم السّرى : من به اين تن پوشم تا آنجا پينه بستم كه ديگر از پينه زننده شرم كردم وقتى گويندهء مرا گفت آيا ديگران آن را دور نمى اندازى به او گفتم از
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 581 | انصارى / عبد الواحد الآمدى التميمي