پس نائب مىگيرد ، و بعضى « 50 » تفصيل دادهاند ما بين فراموشى يك شوط و بيشتر ، پس اتمام مىكند در اوّل و استيناف مىكند در ثانى ، و اين قول احوط است ، و احوط از آن اتمام و اعاده است مطلقا .
و اما اگر زياد كند شوطى را يا بيشتر يا كمتر ، پس اگر به قصد جزئيت طواف ديگر يا قصد لغويت باشد پس ضررى به طواف ندارد ، چه اين قصد را در اوّل طواف كند ، چه در اثناء ، چه بعد از اتمام هفت شوط .
و اگر قصد جزئيت اين طواف كند ، پس اگر در ابتداء طواف قاصد آن بوده بر وجه جزئيت پس اشكالى در بطلان طواف از اوّل شروع نيست ، و همچنين اگر در اثناء طواف اين قصد كند از همان وقت باطل است ، و اگر در آخر اين قصد را نمايد ، پس مشهور بطلان طواف است ، چنان چه هر گاه ركعتى بر نماز زياد كند .
و اگر سهوا زياد كند ، پس اگر كمتر از يك شوط است قطع مىكند ، و اگر يك شوط يا زيادتر است باز طواف واجب صحيح ، و مستحبّ ( 1 ) است كه آن را تمام كند هفت شوط به قصد قربت مطلقه و اولى در زيادتى سهوا اعادهء طواف است .
و اگر شخص طواف كننده شك كند در عدد شوطهاى طواف ، پس اگر بعد از فراغ از طواف بوده باشد شكش اعتبار ندارد .
شرح
( 1 ) ( طباطبائى - چاپ بغداد ) : « و احوط آن است كه آن را تمام كند هفت شوط به قصد قربت مطلقه ، و چهار ركعت نماز كند دو ركعت پيش از سعى و دو ركعت بعد از آن ، و مع ذلك احوط اعاده طواف است » .
هامش
« 50 » مدارك الأحكام 8 : 149 .