و بدان كه كسى كه عذرى از براى او از احرام بستن در ميقات خود به سبب فراموشى يا عذرى ديگر روى دهد ، پس بعد از زوال عذر اگر ممكن باشد برگشتن به ميقات بر مىگردد ، و الَّا ( 1 ) احرام از همان جاى خود مىبندد ( 2 ) مگر آن كه بعد از دخول حرم زوال عذر شود ، پس واجب است كه از حرم بيرون رود با تمكَّن ، و الَّا از جاى خود احرام مىبندد ، و اگر فراموش كند احرام را و به خاطرش نيايد مگر بعد از اتمام جميع واجبات ، پس جمعى « 11 » آن عمره را باطل مىدانند ، و بعضى « 12 » آن را صحيح مىدانند ، و اين قول بعيد نيست ، و احوط اوّل است .
و اگر كسى عمدا ترك كند احرام را و ممكن نباشد او را تدارك آن از ميقات ، پس اقوى فساد عمرهء او است ، اگر چه احوط احرام است از هر مكانى كه ممكن باشد - مثل ناسى - و اتيان به عمره است و قضاى آن بعد از آن .
و اما جاهل پس اقوى صحت عمرهء او است .
و بدان كه شرط احرام طهارت از حدث اصغر و اكبر نيست ، پس جايز است احرام از جنب و حايض و نفساء ، بلكه غسل احرام از براى حايض و نفساء [ نيز ] مستحب است .
شرح
( 1 ) ( طباطبائى - چاپ بغداد ) : و الَّا آن چه مىتواند برگردد بنابر احوط ، و از آن جا احرام بندد ، خصوصا حائضى كه به سبب جهل به مسأله ترك احرام از ميقات نموده باشد ، چنان چه مورد نص صحيح است ، و اگر هيچ نمىتواند از همان جاى خود احرام مىبندد .
( 2 ) ( ميرزا ) : در اين صورت احوط آن است كه هر قدر مىتواند برگردد از آنجا احرام ببندد خصوصا حائضى كه به جهت جهل به مسأله احرام را ترك كرده باشد از ميقات كه مورد نص صريح ( صحيح خ ل ) است و از شهيد قدّس سرّه و بعضى فتوى به آن نقل شده و مطابق قواعد نيز مىباشد .
هامش
« 11 » تنها كسى كه قائل به بطلان است ابن ادريس حلَّى است ، همان گونه كه در كتب ذيل به آن اشاره گرديده : الدروس الشرعية 1 : 350 ، مسالك الأفهام 2 : 223 ، جواهر الكلام 18 : 133 ، و رجوع شود به السرائر 1 : 529 - 530 .
« 12 » اين قول در جواهر الكلام 18 : 134 و در رياض المسائل 6 : 208 به اكثر فقهاء نسبت داده شده است ، و نيز رجوع شود به مستند الشيعة 11 : 200 .