تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
دارندهء آنها گوارا نيست : كينه‌ورزى ، رشكبرى بدخوئى .

7

ثلاث يمتحن بها عقول الرّجال : هنّ المال ، و الولاية و المصيبة : سه چيز است كه خردهاى مردان بدانها سنجيده مىشود : دارائى ، فرمانروائى ، گرفتارى ( و در اين سه مورد اگر انسان متانت و سنگينى و بردبارى بخرج دهد عاقل و گرنه مردى است سبك مغز .

8

ثلاث مهلكات طاعة النّساء و طاعة الغضب و طاعة الشّهوة : سه چيزاند كه هلاك كننده‌اند فرمان زن بردن ، فرمان غضب بردن فرمان شهوت بردن .

9

ثلاث لا يستحيى منهنّ خدمة الرّجل ضيفه و قيامه عن مجلسه لأبيه و معلمّه و طلب الحقّ و ان قلّ : سه چيز است كه شرم از آنها نبايد كرد خدمت كردن مرد از مهمانش بپاخاستن از مجلسش براى پدرش و آموزگارش و حق را جستن اگر چه كم باشد .

10

ثلاث هنّ جماع المروءة عطاء من غير مسئلة و وفاء من غير عهد و جود مع إقلال : سه چيز است كه مردانگى در اين سه تا گرد آمده است دادن بدون خواستن وفا كردن بدون پيمان بستن به حال تنگدستى بخشيدن .

11

ثلاث من كنّ فيه استكمل الأيمان من إذا رضى لم يخرجه رضاه إلى باطل و إذا غضب لم يخرجه غضبه عن حقّ و اذا قدر لم يأخذ ما ليس له : سه چيز است كه در هر كس باشند ايمان در آن كس كامل است كسى كه گاهى كه خوشنود مى گردد خوشنوديش او را بباطل نكشد و كسى كه چون خشم گيرد خشمش از حق بيرونش نبرد ( و بر خلاف رضاى خدا چيزى نگويد ) و كسى كه چون توانا شود چيزى كه مال او نيست نستاند ( و دست بجور و تعدّى نگشايد ) .

12

ثلاثة هنّ المروءة جود مع قلّة و احتمال من غير مذلّة و تعفّف عن المسألة : سه چيزاند كه آنها مروّت و مردانگى اند بخشش در حال ندارى بردبارى بدون خوارى پاكدامنى و پرهيز از چيزى از مردم خواستن .

13

ثلاث من كنّ فيه رزق من خير الدّنيا و الأخرة هنّ الرّضا بالقضاء و الصّبر