تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
و الورع عن المحارم فإن غرب ذلك عنكم فلا يغلب الحرام صبركم و لا تنسوا عند النّعم شكركم فقد أعذر اللّه سبحانه إليكم بحجج مسفرة ظاهرة و كتب بارزة العذر واضحة : براستى كه زهد و كناره‌گيرى از جهان كوتاه كردن آرزو و شكر كردن بر نعمت خداوندى و دورى است از حرامها پس اگر زهد از جهان بر شما دشوار افتاد ( و نتوانستيد بلوازم آن عمل كنيد ) نكند كه حرام صبر شما را مغلوب و نابود كند و آن مباد كه بگاه نعمتها شكرتان را از ياد ببريد ( كه اگر برديد بندهء ناصبور و ناسپاسگزار خواهيد بود ) و خدا خود بوسيلهء حجّتهاى روشن و هويدا و كتابهاى آشكار ( سماوى كه بتوسّط پيمبرانش نازل فرموده است ) نشان دهندهء عذر راه عذر را بر شما بسته است .

325

إنّ علىّ من أجلى جنّة حصينة فإذا جاء يومى انفرجت عنّى و أسلمتنى فحينئذ لا يطيش السّهم و لا يبرء الكلم : براستى كه همان سر رسيد زمان من خودش برايم سپرى فراخ دامن و نگهدارنده است همين كه دوران من سر آيد آن سپر از من كنار رود و درهم شكند و بدست مرگم در سپرد در اين هنگام ديگر تير و كمان دشمن از من نگذرد و زخم و ريش آن بهبودى نپذيرد .

326

و قال عليه السّلام و قد طلب رجل من بيت مال المسلمين شيئا و هو ممّن لا يستحقّ أن يعطيه إنّ هذا المال ليس لى و لا لك و إنّما هو للمسلمين و جلب أسيافهم فإن شركتهم فى حربهم شركتهم فيه و إلّا فجنا أيديهم لا يكون لغير أفواههم : مردى از مسلمانان وقتى چيزى از آن حضرت خواست و او از كسانى بود كه سزاوار نبود آن چيز را بوى دادن آن حضرت عليه‌السّلام فرمودند : البتهّ اين مال نه مال من است نه مال تو البتهّ آن مال مسلمانان است و آنچه كه شمشيرهايشان ( در ميدانهاى جنگ با كفاّره به كار افتاده ) و گرد آوريده است اگر در جنگ كردن شريك آنها بودهء تو را شريك آنان مى گردانم و گرنه چيدهء دستهاى آنها جز براى دهنهاى خودشان نمى باشد ( اين مثل هذا جناى و خياره فيه و كلّ جان جناه فى فيه داستانى است معروف كه جاى نقلش نيست )
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 270 | انصارى / عبد الواحد الآمدى التميمي