تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
ترسها سوار شدن .

120

إنّ قدر السّؤال اكثر من قيمة النّوال فلا تستكثروا ما أعطيتموه فإنهّ لن يوازى قدر السّؤال : براستى كه قيمت درخواست كردن بيش از قيمت بخشيدن است شما ( اى كسانى كه گاهى چيزى به كسى مى بخشيد ) عطاى خود را بسيار مشماريد كه هرگز عطاى شما باندازهء درخواست كردن قيمت ندارد

121

إنّ اليسير من اللّه سبحانه لأكرم من الكثير من خلقه : براستى كه كمى كه از جانب خداى تعالى برسد البتهّ گرامى تر و بهتر از بسيارى است كه از جانب مردم به انسان برسد .

122

إنّ دعوة المظلوم مجابة عند اللّه سبحانه لأنهّ يطلب حقهّ و اللّه تعالى أعدل من أن يمنع ذا حقّ حقهّ : براستى كه دعاى شخص ستم رسيده در نزد خداوند تبارك و تعالى مستجاب است زيرا كه او حق خود را مطالبه مىكند و خداوند تعالى عادلتر از آنست كه حقدارى را از حقّش منع نمايد .

123

إنّ غاية تنقصها اللّحظة و تهدمها السّاعة لحريّة بقصر المدّة : براستى بشرى كه پايان كارش را گردش چشمى و برآوردن دمى از آن بكاهد و نابودش كند بسيار بجا و سزاوار است كه آن را كوتاه گيرد ( و عمر گرانبها را در كارهاى خير مصرف نمايد )

124

إنّ قادما يقدم بالفوز أو الشقوة لمستحقّ لأفضل العدّة : براستى كه پيش آيندهء كه بيايد به پيروزى يا بدبختى هر آينه سزاوار است هر برترين ساز و برگ ها را ( يعنى براى مرگ كه حتمى است بايد تهيهّ ديد ) .

125

إنّ غائبا يحدوه الجديدان اللّيل و النّهار لحرىّ بسرعة الأوبة : براستى كه مرگ پنهانى كه دو تازه پديد آينده روز و شب او را ميرانند بسيار بجا و سزاوار است كه بتندى پديد آيد ( و گريبان انسان را بگيرد فلذا انسان بايد غافل از مرگ ننشيند كه ناگاه در مى رسد ) .

126

إنّ المغبون من غبن عمره و إنّ المغبوط من أنفذ عمره فى طاعة ربهّ : براستى كه مغبون و زيانكار كسى است كه در بارهء عمرش زيان كرده باشد و سودمندى كه ديگران به او حسرت مى برند كسى است كه عمرش را در طاعت پروردگارش تمام نموده باشد .

127

إنّ غدا من اليوم قريب يذهب اليوم بما فيه و يأتي الغد لاحقا به : براستى كه فرداى