سلول اوليه منفرد هستند . از سوى ديگر حيات ظاهرا متشكل از ساختارهاى همگانى ( مانند ساختارهاى كروموزومى و يا آنزيمى ) مىباشد . به نظر مىرسد كه مجموعههاى زنده قادرند اطلاعات لازم را از ساير مجموعههاى زندهء ديگر نيز ، اقتباس كنند و بدين ترتيب آنها تا اندازهاى خواهند توانست كه با اطلاعات ناسازگار هماهنگى يابند .
اگر سرنخ كشف نكات درون بدن مشخص گردد ، مىتوان به اطلاعاتى صحيح و بسيار مفيد در اين زمينه دست يافت . بنابراين پژوهشهاى دقيق روى نقش اسانسها ، به درك بهتر چگونگى قدرت شفابخش آنها كمك مىكند ، حال آنكه بررسى خواص اسانس هر نوع گياه خاص ، اثر درمانكننده آن را تبيين مىنمايد .
از قرار معلوم اسانسهاى گياهى ، نقشى كليدى را در بيوشيمى گياهان بازى مىكنند ، آنها مانند هورمونها درون « كيسههاى » كوچك بين سلولى قرار دارند و به عنوان تعديل كننده و پيامآور عمل مىكنند . اسانسها ، واكنشهاى بيوشيميايى را تسريع كرده ، از گياه در برابر انگلها و امراض محافظت مىنمايند . به علاوه نقش مهّمى را در بارورسازى گياه دارند [ در
Orchidaceae
كه دلفريبترين خانواده گياهى است ، فرآيند مزبور ( بارورسازى ) به حدى گسترش يافته كه گياه بتواند مناسبترين حشرات را براى حمل گردههاى بسيار به سوى گياهان دوردست به خود جذب كند ] .
اسانسهاى گياهى اطلاعات را بين سلولها حمل كرده ، واكنش هورمونى گياه در شرايط مشكل زيستى ، مربوط به آنها است . در حقيقت اسانسها عامل سازگارى گياهان با محيط زندگىشان مىباشند . بنابراين عجيب نيست كه آنها نقش هورمونى داشته باشند .
مريمگلى كه به شكل سنتى براى تعديل و بهبود قاعدگى مورد استفاده قرار مىگيرد ، داراى استروژن مىباشد . ژين سنگ كه داروى مقوى بسيار شناخته شده و محرّك قواى جنسى است ، حاوى تركيبات شبه استروژن مىباشد . در جعفرى ، رازك و شيرينبيان نيز استروژن يافت مىشود . اكليل كوهى ترشحات صفرا را زياد كرده ، تراوش آنها را آسان مىسازد .
اسانسها ، تكثير و بازسازى سلولها را نيز كنترل مىكنند . آنها ( به ويژه اسانسهاى اسطوخودوس ، شمعدانى ، سير ، زوفا ، مريمگلى ) ، داراى اثر شفابخش و تقويت سلولى مىباشند . براساس بررسىهاى
Jean Valnet
، اسانسها واجد اثرات ضد سرطان نيز هستند .
اسانسهاى گياهى اغلب روى بخشهاى خارجى برگها ، در پوست مركّبات و پوست برخى درختان وجود دارند . استفاده آرايشى از اسانسها ، در زمره قديمىترين موارد