كار برده شوند ( مانند دارچين ، ميخك ، آويشن ) .
اسانسهاى داراى فرّاريت متوسط
بيشترين حجم مخلوط ، مربوط به اين اسانسها مىباشد ، آنها به مخلوط رايحهاى مطلوب مىبخشند . برخى از اينگونه اسانسها شامل
Aniba roseaodora
، شمعدانى ، اسطوخودوس ، بابونه و مرزنگوش هستند . چنين اسانسهايى گرم ، ملايم ، نرم و دلپذير بوده ، اغلب حجمدهنده مخلوط مىباشند ( به مباحث بعدى مراجعه شود ) . يعنى آنقدر كه از نظر كيفيت رايحه اهميّت دارند ، از لحاظ ويژگىهاى دارويى مهّم نمىباشند .
در حقيقت اين رايحهها سازندهء پيكر مخلوطاند ( حدود 50 تا 80 درصد حجم مخلوطها را تشكيل مىدهند ) .
اسانسهاى داراى فرّاريت پايين
اينگونه اسانسها ( يا تثبيتكنندهها ) ، موجب پايدار شدن بوى مخلوط و افزايش نفوذ آن درون پوست و نيز طولانى شدن اثر آن مىگردند . شاخصترين اين اسانسها شامل اسانسهاى لادن ،
Salvia sclarea
، پچولى ، مرمكى ، كندر ، سدر اطلس و
Andropogon muricatus
هستند . هنگامى كه رايحه اين اسانسها از درون بطرى استشمام مىشود ضعيف به نظر مىرسد ، ولى وقتى روى پوست قرار داده شوند ، شديدا با پوست واكنش داده ، اثر خود را نشان مىدهند به طورى كه رايحه آنها چند ساعت ( و يا حتى چند روز در تثبيتكنندههاى حيوانى مانند مشك يا مشكزباد ) ، باقى مىماند .
تثبيتكنندهها در اوّلين برخورد ، لزوما بوى خيلى دلپسندى ندارند ( مشك و مشكزباد واضحا نفرتانگيزند ، پچولى براى بسيارى از مردم ناپسند بوده و بوى
Andropogon muricatus
يا لادن نيز ، غير طبيعى به نظر مىرسد ) . ولى با اين وجود بدون آنها هيچ عطر خوبى ساخته نمىشود . بنابراين مىبايست از آنها ترجيحا به مقدار كم استفاده كرد تا بر بوى مخلوط غلبه نكنند ( آنها بندرت بيش از 5 درصد هر مخلوط را تشكيل مىدهند ) .
نهايتا با وجود آنكه حضور اين رايحهها حقيقتا براى مخلوط منتشركننده ، لازم نيست ( اگرچه كه به آن عمق مىدهد ) ، ولى وجود آنها اغلب در هرگونه تركيب كه براى پوست استعمال مىشود ، مهّم مىباشد .
رايحه اسانسهاى داراى فرّاريت پايين ، عميق ، شديد و نافذ مىباشد و از بيشتر آنها به شكل سنتى در آيينهاى مذهبى استفاده مىشود . آنها معمولا بر روى چاكراها اثر گذاشته و