بيايد ، أحوط آن است كه به ميقات برگردد ، ولباس احرام را
بپوشد ، وتلبيه را
هم رجاءا بگويد ، واگر برگشتن به ميقات
ممكن نباشد ، هر مقدار ممكن است برگردد ، ودر آنجا
بپوشد ، واگر برگشتن أصلا ممكن نشود ، هر جا به خاطرش
آمد همانجا لباس احرام بپوشد ، وتلبيه را به نحوى كه ذكر
شد بگويد ، واگر با تمكن بر نگشت ، وهر جا يادش آمد
لباس احرام پوشيد ، احرام أو صحيح است على الظاهر ،
گرچه خلاف احتياط است .
( مسأله 41 ) معلوم شد كه احرام اين است كه شخص
ملتزم شود ، وبر خود قرار دهد ، ترك كارهائى را كه در حال
احرام حرام است . پس لازم است آن كارها را ، پيش از نيت
احرام بطور اجمال بشناسد ، تا در موقع نيت ، ترك آنها را بر
خود قرار دهد ، وكفايت مىكند كه در نظر داشته باشد ترك
محرماتى كه در مناسك نوشته شده ، ولازم نيست كه بطور
تفصيل در وقت احرام آن كارها در نظرش باشد .