آورند .
وهم چنين است در حج واجب : اگر متعدد بأشد ، همانند أين كه
براي ميت يا زنده أي كه بسبب عذر شرعي نمىتواند به حج برود دو
حج مختلف ( حجة الاسلام ونذرى ) ويا دو حج متحد ( دو حج
نذرى ) واجب شده ، ويا يك حج واجب وديگرى مستحب ، كه در
تمامى أين صور مىتوان دو نفر را ( يكى را براي واجب أول وديگرى را
براي واجب دوم يا مستحب ) أجير نمود بلكه بعيد نيست كه بتوان دو
نفر را براي يك حج واجب ( حجة الاسلام ) از باب احتياط ( به جهت
احتمال نقصان حج يكى از آن دو ) أجير نمود .
( مسأله 254 ) : نيابت شخص بالغ وعاقل از بچه مميز وديوانه
مانعى ندارد بلكه اگر حج بر ذمه ديوانه در حال افاقه واجب شده ودر
حال ديوانگى فوت كرده ، واجب است كسى را نائب بگيرند كه از
طرف أو حج انجام دهد .
( مسأله 255 ) : هر گاه كسى أجير شد كه خودش حج نيابى را بجا
آورد نمىتواند ديگرى را براي حج أجير نمايد مگر أين كه مستأجر
اجازه داده بأشد .
( مسأله 256 ) : اگر حج نائب ، تبرعى است مطابق تقليد خودش
اعمال را انجام دهد واگر براي حجة الاسلام أجير شده بايد بنابر
احتياط ، تقليد خودش وتقليد منوب عنه را سنجيده وهر كدام كه
أحوط بأشد آن را اختيار نموده واعمال را مطابق آن ، انجام دهد .
( مسأله 257 ) : كسى كه به قصد حج نيابى محرم شود وپس از
انجام اعمال عمره تمتع متوجه گردد پيش از أين كه حج نيابى را قبول
مناسك حج ( فارسي ) — صفحة 63
مساهمون: السيد محمد الروحاني
ص٦٣