اسلام و مسلمانى مقدمتر است . ( 1 ) و همچنين از آن جمله است روايت ابو بكر بن مردويه در كتابش كه قبلا اشاره شد به سند خود از داود ابن ابى عوف ، حديث كرد مرا معاويه بن ثعلبه ليثى و گفت آيا روايت نكنم شما را به روايتى كه مخلوط نشده است ؟ گفتيم : چرا ؟
گفت : ابو ذر مريض شد ، و به على ( عليه السلام ) وصيت كرد ( يعنى على را وصى خود معرفى نمود ) . بعضى از عيادتكنندگان به او گفتند اگر به امير المؤمنين عمر وصيت مىكردى بهتر از على ( عليه السلام ) به وصيت تو عمل مىكرد .
ابو ذر گفت : به خدا قسم من وصيت به امير المؤمنين كردم راستى كه امير المؤمنين . قسم به خداى پديد آورنده كه به سوى او دلها آرام مىشوند اگر از على ( عليه السلام ) جدا شويد مردم شما را زشت مىدارند و زمين نيز همين طور .
گفت : گفتم اى ابو ذر مىدانم كه محبوبترين خلق پيش پيغمبر ، محبوبترين خلق پيش تو است ؟
گفت : بلى ، چنين است .
گفتم : پس كدام يك پيش تو محبوبترند ؟
ابو ذر جواب داد : « هذا الشيخ المظلوم المضطهد حقّه » ( يعنى على بن ابى طالب ( عليه السلام ) » ) .
اين شيخ مظلوم كه حقش ربوده شده است ، يعنى على بن ابى طالب ( عليه السلام ) اين آخر لفظ حديث است . ( 2 ) از روايت حافظ ابو بكر احمد بن موسى بن مردويه - كه سخن او نزد ائمهء هر چهار مذهب حجت است - آنچه روايت كرده به اسناد خود از على بن محمد بن منكدر از ام سلمه همسر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلَّم كه از لطيفترين و بامحبتترين زنان آن حضرت بود .
گفت : ام سلمه را غلامى بود كه او را - همچو پدر - تربيت كرده بود و به او
الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ( فارسي ) — صفحة 70
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٧٠