( 1 ) 7 - كتاب الولايه .
8 - روايت شيخ - كه صدق ورع و حفظ او مورد اتفاق است - ابو سعيد مسعود بن ابى ناصر بن ابى زيد سجستانى الحافظ .
9 - كتاب فقيه شافعى ابو الحسن على بن محمد خطيب معروف به ابن مغازلى واسطى .
10 - الكشف و البيان في تفسير القرآن تأليف ابو اسحاق احمد بن محمد بن ابراهيم ثعلبى .
11 - كتاب الفردوس تأليف ابن شيرويه ديلمى .
آن عالم شيعى گفت : اگر حديثى را از غير اين كتابهائى كه ذكر كردم ، روايت كنم بلا فاصله مدرك آن حديث را ذكر خواهم كرد .
ناگفته نماند كه اسناد روايات به جهت اختصار حذف مىگردد زيرا مقصود لفظ حديث است نه سند آن . البته اسانيد نيز در جاى خود در كتابهاى مربوط مذكور است اينك به ايراد حديث از يكى از كتابهاى مذكور مىپردازم .
من و على ، نورى بوديم نزد خدا
احمد بن حنبل در مسند خود از « زاذان » و او از « سلمان » روايت كرده كه گفت : شنيدم از حبيب خود رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلَّم كه فرمود :
« كنت انا و علىّ نورا بين يدى الله عزّ و جلّ قبل ان يخلق آدم باربعة عشر الف عام فلمّا خلق الله تعالى آدم ، قسّم ذلك النّور جزئين فجزء انا و جزء علىّ »
« 1 » . ( من و على نورى بوديم نزد خداى عز و جل ، پيش از آنكه آدم را خلق كند به
هامش
« 1 » احمد حنبل ، فضائل الصحابة ، ص 205 - نسخه خطى طبق نقل احقاق الحق ، ج 5 ، ص 243 - ذهبى اين روايت را در ميزان الاعتدال جلد اول ص 235 نيز از تاريخ ابن عساكر از سلمان فارسى روايت كرده است .