گردد ؟ ! ! آنگاه از غلام پرسيد كه چه كسى او را به قتل رسانيد ، گفتند :
« عبد الرحمن بن ملجم » مرادى از قبيله بنى مراد ، فورى گفت :
فان يك نائيا فلقد نعاه
غلام ليس فيه التّراب
يعنى اگر على دور از من است خبر مرگ او را غلامى آورد كه خاك در دهان او مباد .
زينب دختر ام سلمه حاضر بود به او گفت : آيا در باره على ( عليه السلام ) اين چنين گوئى ؟ ! ديد بد شد در جواب گفت : « اذا نسيت فذكَّرنى » به خود نبودم از روى سهو و فراموشى اين طور گفتم ، اگر باز اين حالت به من دست دهد ، مرا ياد آور شويد تا نگويم « 1 » .
و همچنين اگر او پشيمان شده و توبه كرده بود ، پس چرا در مقابل جنازه سبط رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلَّم آن فساد و خيانت را انجام داد و سوار قاطر شد و سر راه بر جنازه سبط اكبر پيغمبر امام حسن ( عليه السلام ) گرفت و با جماعتى از بنى اميه و غلامان آنها سر راه بر جنازه بستند گفتند نمىگذاريم امام حسن ( عليه السلام ) را در كنار قبر جدش دفن نمائيد و اگر وصيت امام حسن نبود باز هم خونهاى زيادى ريخته مىشد .
بنا بر اين مسأله توبه حقيقت نداشته ، و تا دم مرگ به دشمنى خود باقى بوده است .
عايشه و شدت حسدش به خديجه كبرى
مىدانيم بهترين زنان پيامبر خديجه كبرى مادر زهرا است .
پيامبر در باره او فرمود :
« خير نساء الجنّة خديجة بنت خويلد »
« 2 » . بهترين زنان بهشت خديجه دختر خويلد است .
هامش
« 1 » ابو الفرج ، مقاتل ، ص 42 .
« 2 » متقى هندى ، ج 12 ، ص 34405 .