تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ( فارسي ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
خواست ، اما روايت خود را كه خبر واحد بوده و همه روات از او نقل كرده‌اند تكرار كرد ، گفت : من شنيده‌ام كه پيغمبر فرمود : « نحن معاشر الأنبياء لا نورّث ذهبا و لا دارا و لا عقارا و انّما نورّث الكتاب و الحكمة و العلم و النّبوّة » البته حديث عدم ارث گذاردن پيامبران به شكل ديگر و به معنى ديگر است نه آن گونه كه غاصبان فدك نقل كرده‌اند ، زيرا در منابع ديگر حديث چنين نقل شده : انّ الأنبياء لم يورّثوا دينارا و لا درهما و لكن ورثوا العلم فمن اخذ منه اخذ بحظَّ وافر » « 1 » . پيامبران درهم و دينارى از خود به يادگار نگذاردند ، بلكه ميراث پيامبران علم و دانش بود ، هر كس از علم و دانش آنها سهم بيشترى بگيرد ارث بيشترى را برده است . اين ناظر به ميراث معنوى پيامبران است و هيچ گونه ارتباطى با ارث اموال آنها ندارد . اين همان است كه در روايات ديگر آمده : « ان العلماء ورثة الأنبياء » « 2 » . ( دانشمندان وارثان پيامبرانند ) . و اگر اين حديث صحيح بود چگونه هيچ يك از همسران پيامبر صلى الله عليه و آله و سلَّم آن را نشنيده بودند و سراغ خليفه آمدند و سهم خود را از ميراث پيامبر صلى الله عليه و آله و سلَّم مطالبه كردند « 3 » . اگر اين حديث صحيح بود چرا سرانجام خليفه طى نامه اى دستور داد فدك را به فاطمه بازگردانند نامه اى كه عمر آن را گرفت و پاره كرد « 4 » و چرا و چرا ؟ !
هامش
« 1 » كلينى ، كافى ، ج 1 ، ص 34 . « 2 » مجلسى ، بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 92 . « 3 » ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 228 . « 4 » سيره حلبى ، ج 3 ، ص 391 .
الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ( فارسي ) — صفحة 422 | السيد ابن طاووس / داود الهامى