تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
رحلت هم اجازه نداده بود بر او نماز بگذارد لذا شوهرش او را شبانه دفن كرد و قبرش را هم مخفى نمود « 1 » . طبق بعضى از تواريخ ، پس از آن كه فاطمه اقامه بينه نمود ابو بكر از گفتار فاطمه متأثر شد و گريه كرد ( فاستعبر و بكى و كتب لها بردّ فدك ) و نوشت من فدك را به فاطمه رد نمودم . فاطمه ( عليها السلام ) نامه را گرفت و از نزد ابو بكر خارج شد در بين راه با عمر برخورد نمود عمر پرسيد : فاطمه از كجا مىآئى ؟ در پاسخش فرمود : از پيش ابو بكر ، او را خبر دادم كه فدك را پيامبر به من بخشيده و براى او بينه اقامه كردم و او طى نامه اى فدك را به من بازگرداند عمر نامه را گرفت و به سوى ابو بكر باز گشت به ابو بكر گفت : فدك را تو به فاطمه دادى و نامه آن را نوشته اى ؟ ابو بكر جواب داد بلى ! عمر گفت : على ( عليه السلام ) آن را به سوى خود مىكشد و ام ايمن زن است و حرفش مورد قبول نيست سپس آب دهان روى آن انداخت و آن را پاره كرد « 2 » . عجيب است همين عمرى كه آن روز نامه را پاره كرد و بر ابو بكر اعتراض نمود در دوره خلافت خود آن را رد كرد . « سمهودى » محدث و مورخ معروف مدينه در تاريخ مدينه و « ياقوت بن عبد الله رومى حموى » در معجم البلدان نقل مىكنند كه ابو بكر در زمان خلافت خود فدك را تصرف نمود و عمر در دوره خلافت خود آن را به على ( عليه السلام ) و عباس واگذار كرد « 3 » . پس جاى اين سؤال است كه اگر ابو بكر به عنوان « فيء » مسلمانان حسب الأمر رسول الله فدك را تصرف نمود عمر آن را به چه دليل به دو نفر واگذار نمود ؟ !
هامش
« 1 » ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، ص 280 . « 2 » ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغة ، ج 16 ، ص 275 . « 3 » سمهودى ، وفاء الوفاء ، ج 2 ، ص 160 .