كدام يك از ما براى تو محبوبتريم ، من ، يا فاطمه ؟ فرمود : فاطمه در نزد من از تو محبوبتر است و تو در نزد من از فاطمه عزيزترى .
بالاخره روايات در اين باره زياد است و اين مقام ، گنجايش ذكر همهء آنها را ندارد و ما آنچه ذكر كرديم چند نمونه بيش نبود ولى هر چه هست مشت نمونه خروار است .
فاطمه ( س ) در حالى از دنيا رفت كه از ابو بكر و عمر خشمگين بود
از رواياتى كه گذشت ، معلوم شد كه نه تنها به اعتقاد شيعه بلكه به اعتراف اهل سنت نيز دوستى با فاطمه دوستى با خدا و رسول خدا است و دشمنى با فاطمه دشمنى با خدا و رسول او است ، هر عملى كه فاطمه را به خشم مىآورد ، خدا و رسول را به خشم مىآورد و هر رفتارى كه باعث رضا و خشنودى فاطمه باشد ، باعث خشنودى خدا و رسول او است ، آزار فاطمه ، آزار خدا و رسول او است و احسان و محبت نسبت به او احسان و محبت به خدا و رسول اوست . اين مطالب از روايات گذشته كاملا ثابت شد و پيروان مذاهب چهارگانه اهل تسنن نيز نمىتوانند انكار كنند ، زيرا همه آن روايات از كتب خود آنها بود ، اكنون بايد ببينيم آيا فاطمه ( عليها السلام ) در هنگام رحلتش از ابو بكر و عمر راضى بود يا نه ؟
ظلم و ستمى كه بعد از وفات پيامبر از طرف خلفا نسبت به خاندان رسالت و فاطمه زهرا شده چيزى نيست كه قابل كتمان باشد ، اگر چه حقوقبگيران و جيره خواران آنان در طول تاريخ سعى در كتمان آن داشتهاند ، ولى جنايت و ظلم آنان به قدرى عظيم است كه كاملا نتوانستهاند دامن آنان را از لكه ننگين پاك سازند ، گرچه تا حدودى از شدت آن كاستهاند ولى همين مقدارى كه در كتابهاى آنها مانده براى مظلوميت فاطمه و خاندان رسالت و محكوميت خلفا كافى است .
مهمترين حوادثى كه پس از رحلت پدر او را به شدت ناراحت ساخت ، موضوع غصب فدك و غصب خلافت على ( عليه السلام ) بود و چون اين هر دو نكته