كرده است كه گفت : پيامبر فرمود :
« يهلك الناس بهذا الحى من قريش قالوا : فما تأمرنا ؟ قال : لو ان الناس اعتزلوهم » « 1 » . مردم به وسيله اين قبيله قريش هلاك مىشوند گفتند : پس مىفرمائى چه كنيم ؟ فرمود : همه مردم از آنها عزلت ورزند .
همين لفظ حديث بود ، پس آدم عاقل چگونه تصديق كند كه پيامبر مردم را به دورى از قريش امر كند ، آن وقت چگونه اسلام باقى مىماند . و اين روايت چه معنى دارد در مقابل روايات متواترى كه آنها در كتابهاى خود در حق اهل بيت ذكر كردهاند .
باز از شگفتيهائى كه من از پيروان مذاهب چهارگانه در رابطه با خلافگوئيها و زورگوئيها و ظلمشان نسبت به قريش ديدم ، اين است كه عده زيادى از آنان انكار مىكنند اگر كسى بگويد خليفه بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلَّم دوازده نفر از قريشند و در بعضى از روايات دوازده اميرند و اين روايات را در كتابهائى كه خود ، آنها را « صحاح » ناميدهاند ، ذكر كردهاند پس درست تصديق آنچه كه تكذيب كردهاند و تحقيق آنچه كه انكار كردهاند . ! ( 1 ) از آن جمله : بخارى در صحيحش به سند خود از « جابر بن سمرة » روايت كرده كه گفت : از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود :
« يكون من بعدى اثنا عشر اميرا »
بعد از من دوازده امير و حاكم خواهد بود و چيز ديگرى هم فرمود كه من نشنيدم از پدرم پرسيدم گفت : فرمود :
« كلَّهم من قريش »
همه شان از قريشند « 2 » .
و اين حديث را احمد بن حنبل نيز در مسند خود آورده است « 3 » . ( 2 ) و نيز بخارى در صحيح خويش به سند خود از « ابن عيينة » روايت كرده كه گفت : پيامبر فرمود :
« لا يزال امر النّاس ماضيا ما وليّهم اثنا عشر رجلا »
: پيوسته كار مردم پيش نمىرود مادامى كه دوازده مرد بر آنها حكومت نمايد . بعد جمله اى
هامش
« 1 » مسلم ، صحيح ، ج 4 ، ص 2236 .
« 2 » بخارى ، صحيح ، ج 8 ، ص 127 .
« 3 » احمد بن حنبل ، مسند ، ج 5 ، ص 92 .