وضع حمل كند نزد زنان قريش فرستاد تا به كمكش بيايند نيامدند و گفتند : چرا همسر محمد شدى ؟ در همين حال چهار زن بسيار زيبا رو و نورانى كه نمىتوان توصيف آنان را كرد آمدند ، يكى گفت : من مادر بزرگ تو حوايم ، دومى گفت : من آسيه دختر مزاحمم سومى گفت من كلثوم خواهر موسايم ، چهارمى گفت : من مريم دختر عمران و مادر عيسايم ، آمدهايم تا تو را كمك كنيم و چون بچه به دنيا آمد سر به سجده نهاد و انگشتان رو به سوى آسمان گرفت « 1 » .
از مسند على بن موسى الرضا ( عليه السلام ) « 2 » العمال « 3 » و اسد الغابة « 4 » و استيعاب « 5 » رواياتى آوردهاند كه در بعضى وجه تسميه « فاطمه » به فاطمه آمده ، و در بعضى ديگر آمده كنيهء او ام ابيها بوده يعنى مادر پدرش .
ترمذى در صحيح خود روايتى آورده كه در آخر آن عايشه مىگويد : چون فاطمه به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلَّم وارد مىشد آن حضرت بر مىخاست و او را ( يا دست او را ) مىبوسيد و در جاى خود مىنشانيد « 6 » .
اين مضمون را ابو داود نيز در صحيح خود « 7 » و عسقلانى در فتح البارى « 8 » و ديگران در كتابهاى خود آوردهاند « 9 » .
هامش
« 1 » محب طبرى ، ذخائر العقبى ، ص 44 .
« 2 » ذخائر العقبى ، ص 36 .
« 3 » متقى هندى ، كنز العمال ، ج 6 ، ص 219 .
« 4 » ابن اثير ، اسد الغابة ، ج 5 ، ص 520 .
« 5 » ابن عبد البر ، استيعاب ، ج 2 ، ص 752 .
« 6 » ترمذى ، صحيح ، ج 2 ، ص 319 .
« 7 » ابو داود طيالسى ، صحيح ، ص 337 .
« 8 » عسقلانى ، فتح البارى ، ج 9 ، ص 200 .
« 9 » حاكم ، مستدرك الصحيحين ، ج 3 ، ص 154 - بيهقى ، سنن ، ج 7 ، ص 101 .