با زينت تمام بر بعضى از اصحاب وارد شده به يك بار جماعتى از آن قوم از دور پيامبر پراكنده شدند و به تماشاى كاروان پرداختند و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را در حالت خطبه تنها گذاشتند و حال آنكه از تماشاى كاروان اميد نفعى نداشتند ، پس چه خواهد بود حالت ايشان در باره خلافت كه ايشان را هم هواى رياست و هم اميد نفعى بود ؟
و اما سوء معاشرت آنان نيز از اين آيه شريفه محقق مىگردد :
* ( وَلَوْ كنْتَ فَظَاً غَلِيظَ القَلْبِ لَانْفَضوُّا مِنْ حَوْلِك فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتغْفِر لَهُمْ وَشاوِرْهُم فِى الأمْرِ ) *
« يعنى اگر تو خشن و دل سخت بودى اين مردم از گرد تو پراكنده مىشدند ، پس از تقصير و لغزشهاى آنان درگذر و بر ايشان طلب آمرزش نماى ، و با ايشان در هر امر مشورت كن » .
سپس مرحوم سيد خطاب به آن فقيه مىگويد : اى فقيه اگر سوء معاشرت و بدى صحبت و مخالفت نبود ، هرگز در عفو ايشان اين خطاب نازل نمىشد كه * ( فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتغْفِرْ لَهُمْ ) * .
اما مخالفت ايشان در مقام ايثار از اين آيه شريفه روشن مىگردد :
* ( يا اَيهَا الذَّينَ آمَنوُا اِذا ناجَيتُمْ الرَّسوُلَ فَقَدَّموُا بَينَ يدَى نَجْواكمْ صَدَقَةً ) *
« يعنى اين كسانى كه ايمان آوردهايد اگر بخواهيد با رسول خدا نجوى كنيد قبل از آن كه افتخار نووى دريابيد به بذل صدقه تقدم كنيد » .
با آن كه اين كار بر آنها كمى ضرر مالى داشت ، قليلى از زخارف دنيا را بر مكانت تقرب و رتبه مناجات رسول خدا اختيار كردند ولى على ( عليه السلام ) ده بار به مستحقين صدقه داد و به فيض نجواى آن حضرت نايل شد ، و چون اين مطلب بر اصحاب پيامبر ، فضيحت و عار شد ، آن آيه از طرف خداوند منسوخ گرديد و در نسخ آن حكم ، اين آيه شريفه نازل گشت :
* ( أأشْفَقْتُمْ أن تُقَدِّموُا بَينَ يدَى نَجْويكم صَدَقات فَاِذا لَمْ تَفْعَلوُا فَتابَ عَلَيكمْ ) *
الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ( فارسي ) — صفحة 22
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٢٢