اسير مىنمايد .
ابو ذر مىگويد : عمر از من پرسيد كه چه كسى را اراده كرده است ؟ گفتم : تو را اراده نكرده است قصدش « خاصف النّعل » ( تعميركننده كفش ) يعنى على ( ع ) است « 1 » . ( 1 ) احمد بن حنبل در مسند خود از « مخدوج بن زيد هذلى » روايت كرده كه :
رسول خدا ميان مسلمانان برادرى ايجاد كرد سپس فرمود :
« يا علىّ انت اخى بمنزلة هارون من موسى غير انّه لا نبىّ بعدى »
: اى على تو برادر منى به منزله هارون نسبت به موسى ، الَّا اين كه بعد از من پيغمبرى نيست .
پس از بيان حال پيامبران در روز قيامت ، فرمود : آگاه باشيد و من هم يا على به تو خبر مىدهم كه امت من نخستين امتى است كه در روز قيامت به پاى حساب كشيده مىشوند و تو هم اول كسى هستى كه به جهت خويشاونديت با من و منزلتى كه پيش من دارى ، فرا خوانده مىشوى « لواء » حمد را به دست تو مىدهند كه همه خلايق به سايه آن پناهنده مىشوند ، در آن هنگام حسن طرف راست تو و حسين طرف چپ تو قرار مىگيرند ، از زير عرش ندا مىرسد : چه پدر خوبى بود براى تو ابراهيم و چه برادر خوبى بود برايت على و من به تو مژده مىدهم كه هر اكرامى به من بكنيد . و در روايتى كه در سيره ملا آمده از آن حضرت پرسيدند : چگونه على مىتواند چنين لوائى را بر دارد ؟ فرمود : چرا نتواند ؟ با اين كه خدا به او صبر داده و چون صبر من ، و نيروئى داده چون نيروى جبرئيل « 2 » .
محب الدين طبرى در « رياض النضرة » از « جابر بن سمرة » روايت كرده كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلَّم پرسيد : چه كسى پرچم تو را در روز قيامت حمل مىكند ؟ فرمود :
همان كسى كه در دنيا آن را حمل مىكرد و آن على بن ابى طالب است « 3 » .
هامش
« 1 » مناقب خوارزمى ، ص 86 چاپ نجف .
« 2 » محب طبرى ، رياض النضرة ، ج 2 ، ص 201 .
« 3 » همان كتاب ، ص 202 .