محرم باشد .
مسأله 2 - احتياط آن است كه شهادت ندهد بر عقد اگر چه شاهد عقد شده باشد ، در
حال محرم نبودن ، اگر چه جائز بودن آن خالى از قوت نيست .
مسأله 3 - أقوى آن است كه خواستگارى كردن در حال احرام جائز است . واحتياط
در ترك است .
مسأله 4 - رجوع كردن به زنى كه طلاق رجعي داده است مانع ندارد .
مسأله 5 - اگر زنى را در حال احرام براي خود عقد كند با علم به مسأله ، آن زن بر أو
حرام دائمي مىشود .
مسأله 6 - اگر زنى را با جهل به مسأله براي خود عقد كند عقدي كه كرده است باطل
است ، لكن حرام دائمي نمىشود ، ولى احتياط آن است كه آن زن را نگيرد خصوصا
اگر با أو نزديكى كرده باشد .
مسأله 7 - ظاهرا فرقى بين زن عقدي وصيغهاى نيست در احكامى كه ذكر شد .
مسأله 8 - احتياط آن است كه زن اگر احرام بسته باشد ومرد محرم نباشد وعقد كند
أو را ، با أو نزديكى نكند وطلاق دهد أو را ، ودر صورت علم به مسأله أو را طلاق
دهد ، وبا أو هيچ وقت ازدواج نكند .
مسأله 9 - اگر كسى عقد كند زنى را براي محرمى ومحرم دخول كند پس اگر هر سه
عالم به حكم باشند بر هر يك آنها يك شتر كفاره است ، واگر دخول نكند كفاره
نيست ، ودر اين حكم فرق نيست بين آن كه زن وعاقد محل باشند يا محرم ، واگر
بعضي از آنها حكم را مىدانند وبعضي نمىدانند بر آن كه مىداند كفاره است .
چهارم - استمناء يعنى طلب بيرون آمدن منى كردن بدست يا غير آن هر چند
به خيال باشد يا به بازى كردن با زن خود يا كس ديگر به هر نحو باشد ، پس اگر منى خارج
شود كفاره آن يك شتر است ، واحتياط واجب آن است كه در جائى كه جماع موجب
بطلان است استمناء نيز موجب بطلان باشد به نحوى كه در جماع گفته شد .
پنجم - استعمال عطريات است از قبيل مشك وزعفران وكافور وعود وعنبر ،
بلكه مطلق عطر هر قسم كه باشد .