Skip to main content

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — Page 227

Contributors:

P.227
پروردگار نسبت داده اند آنچه را كه سزاوار مقامش نيست وآن عبارت از ظلم وستم وكار عبث وبيهوده است وكدام دشمنى بالاتر از اين است كه خود را منزه از - زشتيها دانند وساحت قدس خدا را آلوده به قبايح معرفى نمايند . 3 - سر اينكه جبريان حزب شيطانند اين است كه چنان كه شيطان گمراهى خود را به خداوند نسبت داد وگفت : " رب بما اغويتنى " اينان هم گمراهى وكارهاى زشت را به دو نسبت دهند پس مرام آنان مرام شيطان ودر اين مرام پيروان اويند . 4 - سر اينكه جبريان را قدريه معرفى فرموده اين است كه تمام أمور را از زشت وزيبا به تقدير ومشيت پروردگار دانند . 5 - سر تشبيه جبريان به مجوسيان اين است كه : 1 - چنان كه آنان داراى اعتقاد سست ومقالات باطلى مىباشند اعتقاد ومقاله جبريان نيز باطل است . 2 - چنان كه مجوس گويند خدا از فعل خود كه اهرمن است با اينكه مخلوق اوست بي زار است جبريان نيز گويند خداوند كارهاى زشت را مرتكب مىشود سپس خود را تبرئه مىنمايد واز كار زشت بي زار است . 3 - چنان كه مجوسان گويند نكاح مادران وخواهران به قضا وقدر واراده پروردگار است ، جبريان نيز گويند نكاح مجوس مادران وخواهران خود را به قضا وقدر واراده پروردگار است . ناگفته نماند كه كلمه قدريه در لسان أهل بيت هم به جبريه اطلاق شده هم به معتزله گو اينكه اطلاقش به معتزله بيشتر است " شارح مقاصد " مىگويد : در روايات صحيحه آمده است كه قدريه به زبان هفتاد پيغمبر لعنت شده اند . ومراد از قدريه كساني هستند كه در نفى تقدير ومشيت الهى مبالغه مىكنند وتمام كارها را منتسب به بندگان مىدانند بدون اينكه براي تقدير ومشيت خداوند كوچكترين اثرى قائل باشند . وقدما ومحدثين قدريه را بر مفوضه اطلاق مىكردند چنان كه مرحوم كلينى عنوان باب جبر وتفويض را باب جبر وقدر وامر بين الامرين قرار داده وقدر را مقابل جبر معرفى كرده . وهمچنين أصحاب رجال در مقام تعداد كتابهاى هشام بن الحكم كتابي