تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
بگويد نه ، منتظر نداى آسمانى مىشوم وهشام هرگز اينطور مناظره نمىكند ، شايد اگر تو بودى اينطور مناظره مىكردى ، سپس ابن ميثم گفت " إنا لله وإنا إليه راجعون " اگر هشام كشته شود أستاذ وبازوى ما از دست مىرود ، بعلاوة علم ودانش از بين مىرود . بنا بروايت ديگر " علامه مجلسي " قدس سره ، آخرين مناظره هشام ، مناظره ديگرى است كه ما ترجمه آن را ذيلا مىنگاريم : وزير هارون " يحيى بن خالد " در منزل خودش روزهاى يكشنبه مجلس مناظره اى تشكيل داده بود كه دانشمندان ومتكلمين هر ملت وفرقه‌اى حاضر مىشدند وبا يكديگر مناظره مىكردند . هارون از اين مجلس مطلع شد ، به يحيى گفت : در منزلت روزهاى يكشنبه چه خبر است واين مجلس چيست كه در منزلت تشكيل مىشود ؟ " يحيى " : اى أمير چيزى از اين بالاتر نيست كه رفعت ومقام مرا نزد حضرتت بالاتر سازد ومرا سرافراز نمايد ، زيرا كه در اين مجلس صاحبان مذاهب مختلفه اجتماع مىكنند ودر اثر مناظره واحتجاج با يكديگر تباهى مذاهبشان براي ما آشكار مىگردد وحق از باطل جدا مىشود . " هارون " : دوست دارم در اين مجلس حاضر شوم وسخنان آنان را بشنوم بدون اينكه از حضور من مطلع شوند ، زيرا ممكن است در صورت اطلاع از حضور من حشمتم آنان را بگيرد ومذاهب خود را آشكار نسازند . " يحيى " : اين موضوع بسته به اراده أمير المؤمنين است هر وقت كه بخواهيد ممكن است . " هارون " : پس دستت را به سرم گذار وحضور مرا به آنان اعلام مكن . " يحيى " چنين كرد واين خبر به معتزله رسيد بين خود مشورت كردند وتصميم گرفتند كه در اين مجلس وسيله گرفتارى هشام را فرآهم كنند ، به اين ترتيب كه با هشام فقط در موضوع امامت مناظره كنند ، چون مىدانستند كه هارون مخالف با
هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 115 | سيد أحمد صفائي