Skip to main content

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 425

Contributors:

P.425
منقولست كه هر كه پسرى را به بشهوت ببوسد لعنت كند أو را جميع ملائكة آسمان وزمين ومهيا كند خدا از براي أو جهنم وبد مصيرى است جهنم از براي أو واگر از روى لذت وشهوت نباشد مرد بدن مرد را بتواند ديد بغير عورتين وواجب است بر مرد وزن كه عورت خود را بپوشانند از نامحرم اگر بالغ باشد يا صبي مميز باشد وخلافى نيست ظاهرا در آنكه زن نامحرم را بغير رو ودستها نميتوان ديد بي ضرورت خواه با شهوت باشد يا بدون شهوت وبا شهوت رو ودستها آنها را نيز جايز نيست ديدن وبدون شوت بعضي گفته‌اند جايز است با كراهت وبعضى حرام دانسته‌اند مطلقا وبعضى گفته‌اند يك نظر جايز است واعاده نظر حرام است ودر شنيدن صداى زن اجنبيه خلاف است بعضي گفته‌اند مطلقا حرام است وبعضى با التذاذ وخوف فتنه حرام ميدانند وأحوط آن است كه زيادة از قدر ضرورت سخن نگويد وبهتر آن است كه زن در پس در درآيد ودرشت سخن بگويد واز روى عشوه وناز وصداى خوش اينده سخن نگويد " هجدهم " حرام است خوردن خاك وگل وروايت شده كه حرمت آن مانند گوشت خوك است وهر كس بخورد وبدان جهت بميرد من بر أو نماز نميكنم مگر تربت وطين قبر مقدس يعنى قبر حضرت سيد الشهداء ( ع ) پس بدرستيكه در أو است شفاى از هر درد وعلما فرموده‌اند كه تربت مقدس را نيز بقصد شفا بايد بخورند " نوزدهم " بدانكه تصرف در مال غير بي رخصت أو جايز نيست مگر در دو موضع " أول " خوردن از خانهاى آن كساني كه در آية شريفه ذكر شده كه أول خانهاى خود است بعضي گفته‌اند مراد خانهاى أولاد است وبعضي أزواج را نيز داخل كرده‌اند وبعضي گقته‌اند كه شايد ذكر أنفس از براي مبالغه در حليت آنهاى ديگر باشد يا مراد چيزى باشد كه در خانه خود بيابد ونداند كه از أو است وخانه‌هاى پدران ومادران وآيا أجداد وجدات در اين حكم داخلند خلاف است وخانهاى برادران وخواهران وعموها وعمه‌ها وخالوها وخالها وخانه كه ملك باشد آدمي كليد آن را ودر معنى آن خلاف است كه آيا مراد خانه بنده آدمي است يا خانه كسيكه آدمي را بر أو ولايتي باشد يا آنكه در خانه خود مالي بيابد كه نداند از أو است واز حضرت صادق ( ع ) مروى است كه مراد از آن مردى است كه وكيلي داشته باشد ودر مال أو قيام نمايد وبدون اذن أو از مال أو بخورد وديگر خانه دوست ويا راست وگفته‌اند مراد دوستى است كه در دوستى صادق باشد وباطن أو با باطن تو موافق باشد مانند
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 425 | الشيخ عباس القمي / القمي / السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي