Skip to main content

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 364

Contributors:

P.364
پس هر كسى كه اين شرط براي أو شده است تا ان مدت معلوم مىتواند ان معامله را فسخ كند وبايد ان مدت معين باشد واحتمال كمي وزيادتى نداشته باشد پس اگر شرط كند تا وقت درويدن غله يا چيدن ميوه يا امدن حاجيها از مكة اين شرط واصل معامله باطل است وضرور نيست مدتي را كه تعيين مىكنند متصل بصيغة باشد بلكه اگر متصل هم نباشد جايز است مثل ان كه در أول ماه رمضان با هم معامله مىكنند وشرط مىكنند كه از نيمه ماه رمضان تا اخر ماه خيار داشته باشند پس در اين صورت در نيمه أول ماه خيار ندارند كه معامله را بهم زنند بلكه در نيمه اخر خيار دارند در اينجا چند مسئلة است " أول " جايز است كه دو نفر با هم معامله كنند وشرط كنند كه هر دو با يكى از ايشان تا مدت معينى مهلت داشته باشد تا مشورت با غيرى كنند اگر ان غير أن معامله را مصلحت بداند التزام كنند والا فسخ كنند ودر اين صورت ايا بايع ومشترى پيش از مشورت خود مىتواند ان معامله را فسخ كنند علامه ره فرموده مىتوانند وشهيد ثاني ره فرموده معامله از جانب ايشان لازم شده است وموقوف است بر مصلحت ان غيرى كه شرط كرده اند با أو مشورت كنند وظاهر قول شهيد ثاني است " دوم " خيار شرط در جميع عقود جارى است خواه عقود لازمه باشد مثل بيع واجاره وصلح وضمان وغيره وخواه عقود جايزه باشد مثل شركت ومضاربه ووكالت وعاريه ووديعه وجعاله وغيرها وخيار شرط جارى نمىشود در نكاح وطلاق ووقف وابراء وازاد كردن بنده ودر رهن اشكال است " سيم " هر گاه بايع ومشترى در قيمت ومبيع تصرف نمودند هيچ كدام اختيار فسخ ندارند واگر يكي از ايشان تصرف كرد خيار أو ساقط شود واز ديگرى باقي است ومراد از تصرف مطلق ان چيزيست كه بجهت آزمايش نباشد چنان چه در سابق معلوم شد " چهارم " جايز است كه فروشنده وخريدار شرط كنند كه در مدت معينى هر دو يا يكى از ايشان خيار داشته باشد در رد كردن بعض معين از آن چه خريد وفروش شده است " پنجم " هر گاه مبيع يعنى مالي كه فروخته شده است تلف شود پيش از ان كه فروشنده أو را بمشترى دهد از كسيكه فروشنده رفته است ومشترى قيمتي را كه داده است پس مىكيرد واما هر گاه بايع مبيع را بمشترى داده ودر زمان خيار خواه خيار شرط باشد خواه خيار حيوان مبيع تلف شود پس اگر تلف مبيع بآفت خدائي باشد كه خريدار
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 364 | الشيخ عباس القمي / القمي / السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي