Skip to main content

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 247

Contributors:

P.247
صحت وصيت معتبر نيست بنابر أقوى پس وصيت بعد از حصول ملكيت بموت از طرف موصى له لازم است وپيش از حصول آن جايز است چنانچه از طرف موصى نيز جايز است كه مىتواند از وصيت خود رجوع نمايد وظاهر كلمات علماء آن است كه قبول موصى له بعد از رد أو فائده ندارد زيرا كه ايجاب برد أو باطل مىشود نظير ساير عقود كه رد بعد از ايجاب مبطل آن است هر چند بعد از رد بلا فاصله قبول نمايد وهم چنين است اجازه بعد از رد در عقد فضولي ولكن بطلان وصيت برد خالى از اشكال نيست در صورتيكه موصى بايجاب خود باقي باشد بلكه در ساير عقود نيز بطلان آن برد مشكل است بخصوص در اجازه بعد از رد در فضولي كه مقتضاى بعض اخبار صحت آن است وعلماء فرموده اند كه اگر موصى له در زمان حيوة موصى رد وصيت كند وبعد از آن قبول نمايد صحيح است وأين منافاة دارد با آنچه فرموده اند كه رد مبطل ايجاب است زيرا كه فرق نيست بين رد در زمان حيات موصى يا ممات أو مگر آنكه كسى ادعا كند كه رد يا قبول موصى له در زمان حيوة موصى بي اثر است ومحل هر كدام بعد از موت اوست ولكن بي اثر بودن آن ممنوع است
( مسألة 5 ) هر گاه براي كسى وصيت كند بدو چيز بيك ايجاب واو يك كدام را قبول كند وديگرى را رد كند وصيت نسبت بانچه قبول كرده صحيح ونسبت بانچه رد كرده باطل است وهم چنين است اگر وصيت كند بيك چيز واو بعض مشاع يا مفروز آن را قبول كند وتتمه را رد كند هر چند مثل اين را در بيع صحيح ندانيم بلى در صورتيكه از حال موصى معلوم باشد كه مجموع من حيث المجموع را وصيت نموده تبعيض آن صحيح نيست
( مسألة 6 ) براي ورثه جايز نيست تصرف نمايند در عيني كه متعلق وصيت است پيش از آنكه موصى له قبول يا رد نمايد وانها را نمىرسد كه أو را جبر نمايند برد يا قبول فورا مگر در صورتيكه تأخير موجب ضرر بر آنها باشد پس حاكم شرع أو را مجبور نمايد باختيار قبول يا رد
( مسألة 7 ) اگر موصى له قبل از اختيار رد يا قبول بميرد مشهور علماء برانند كه وارث أو بجاى أو اختيار نمايند در صورتيكه موصى از وصيت خود برنگشته باشد وفرق نيست بين مردن أو در حيات موصى يا بعد از آن وبين آنكه موصى مىدانسته كه موصى له پيش از أو مىميرد يا نه وبعضى گفته كه وصيت پيش از قبول بموت موصى له باطل مىشود وبعضى فرق گذاشته اند بين صورتيكه معلوم باشد كه غرض موصى خصوص شخص موصى له بوده كه بموت أو