تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
متعلق بديگرى باشد مثل آنكه بگويد كه مالي باو دهد ونحو آن يا آنكه متعلق بخودش باشد مثل وصيت بتجهيز خود از تغسيل وتكفين ودفن ونحو آنها
( مسألة 1 ) وصيت عهديه ايقاع است وقبول موصى له در آن معتبر نيست وهم چنين است وصيت بفك ملك مثل آزاد كردن عبدي واما وصيت تمليكيه پس مشهور علماء برانند كه قبول موصى له در آن معتبر است بطور جزئيت يا بنحو شرطيت كه هر گاه قبول نكند محقق نشده ولكن احتمال عدم اعتبار وقبول در آن نيز قوى است بلى در صورتيكه موصى له وصيت أو را رد نمايد باطل مىشود
( مسألة 2 ) بنابر اعتبار قبول در وصيت تمليكيه در صورتيكه موصى له پيش از وفات موصى رد نكرده باشد وبعد از وفات أو قبول كند بي اشكال كافى است بلكه قبول أو پيش از وفات موصى نيز كافى است بنابر أقوى
( مسألة 3 ) واجبات موسعه مثل قضاء نماز وروزه وأداء نذر مطلق وكفارات ونحو آنها بظهور علامات مردن مضيق مىشود وواجب است بر أو كه مبادرت نمايد وبجا آورد با امكان واگر ممكن نباشد واجب است بر أو كه وصيت كند كه ذمه اش را فارغ كنند خواه آن واجب بسبب عذرى از أو فوت شده باشد يا بدون عذر هر چند آنعمل در زمان حيوة أو قابل استنابه نباشد وهم چنين بظهور علامت مرگ واجب است بر أو أموال مردم را كه نزد اوست مثل وديعه وعاريه ومال المضاربة ونحو آنها به صاحبانش رد كند با امكان والا بايد وصيت بان نمايد وهم چنين واجب است بر أو ديون خود را كه مدت آن منقضى شده رد كند وبا عدم امكان آن يا ديونيكه مؤجل باشد ومنقضى نشده باشد واجب است وصيت كند كه بدهند مگر در صورتيكه طلب داين واضح ومعلوم باشد وسند معتبر بدست أو باشد كه قابل انكار نباشد كه وصيت بان واجب نيست وهم چنين اگر از بابت زكاة يا خمس ونحو آنها مديون باشد بايد با امكان بدهد والا وصيت كند بان ودر وجوب وصيت بمذكورات فرق نيست بين آنكه تركه داشته باشد كه بان أداء نمايند يا نه در صورتيكه احتمال دهد كه متبرعى پيدا شود كه أو را از ديون خلاص كند يا از بيت المال بدهند
( مسألة 4 ) اگر موصى له در زمان حيوة موصى وصيت را رد نمايد باطل مىشود بخلاف آنكه بعد از موت أو رد نمايد كه مبطل نيست پس بنابر اين اگر بعد از موت أو رد كند خواه پيش از قبول باشد يا بعد از آن مبطل نيست خواه قبول نيز بعد از موت باشد يا پيش از آن وخواه موصى به را از وصى گرفته باشد يا نه زيرا كه قبض در
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 246 | الشيخ عباس القمي / القمي / السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي