Skip to main content

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 211

Contributors:

P.211
محتاج بصيغة أصلا نيست بلكه مجرد تراضى آنها كافى است وظاهر آن است كه در صحت تخمين شرط است كه حاصل رسيده باشد وپيش از آن صحيح نيست وقدر متيقن از صحت آن معامله آن است كه بمقدارى از همان حاصل حصه يك كدام را تخمين ومعين نمايند وكفايت نكند كه بقدرى از جنس آن در ذمه خود حصه ديگرى معين كند بلى اگر معامله مزبوره را بعنوان صلح جارى نمايند تعيين حصه أو در ذمه مانعى ندارد لكن از عنوان اين معامله بيرون است ومشهور علماء فرموده اند كه قرار گرفتن اين معامله مشروط بان است كه حاصل تا وقت چيدن از آفات ارضى وسمائى سالم بماند پس اگر آفتى بان رسد خسارت آن بر هر دو است ومراد از افت ارضى آن است كه از غير انسان صدمه بزراعت برسد ولكن دور نيست كه اگر كسى حاصل را تلف كند نيز ملحق بان باشد وأيا اگر أجنبي حصه يك كدام يا هر دو را تخمين كند متعين مىشود يا نه أقوى عدم تعيين است
( مسألة 21 ) بناء بر آنچه ما ذكر كرديم كه از أول زرع مشترك ميان آنهاست هر گاه حصه يك كدام يا هر يك بحد نصاب باشد زكاة آن واجب است وهم چنين است اگر در مزارعه شرط كرده باشند كه از وقت ظهور ثمره مشترك شود بخلاف آنكه شرط كرده باشند كه بعد از رسيدن حاصل بحد چيدن يا بعد از چيدن يا بعد از تصفيه دانه مشترك شود كه در اين صورت زكاة تمام بر صاحب بذر است زيرا كه مدار در وجوب زكاة مالك بودن آن است وقت صدق اسم گندم يا جو ودر انوقت بر اين فرض صاحب بذر مالك بوده وبر فرض أول ودويم هر دو مالك بوده اند
( مسألة 22 ) اگر ريشه زرع در زمين بماند تا بعد از قسمت حاصل وانقضاء مدت مزارعه ودر سال بعد از آن ريشه برويد وحاصل دهد پس اگر بذر مال هر دو بوده حاصل نيز از هر دو است اگر مال يك كدام است حاصل مال اوست مگر در صورتيكه صاحب بذر از آن اعراض كرده باشد كه در اين صورت مال كسى است كه آن را تملك كرده باشد وبعضى گفته اند در صورت عدم اعراض مطلقا هر دو در آن حاصل شريك هستند زيرا كه در زرع وريشه آن شريك بودند هر چند بذر مال يكى از آنها يا مال ديگرى بوده وأين قول أقوى است وهم چنين است در صورتيكه از دانه هاى حاصل سال مزارعه چيزى در زمين مانده باشد وبدون اعراض برويد كه حاصل آن نيز مشترك است بخلاف آنكه آن دانه از حصه يك كدام باشد كه حاصل مال صاحب آن است ودر صورتيكه دانه ها مختص زارع
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 211 | الشيخ عباس القمي / القمي / السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي