Skip to main content

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 127

Contributors:

P.127
در ولايت أوليائي كه ذكر شد معتبر است بلوغ وعقل وحريت واسلام در صورتيكه مولى عليه مسلم باشد پس صغير وصغيره ولايتي بر مملوك خود ندارند بلكه ولايت آنها نيز با ولى صبي است وهم چنين كسيكه عقل أو بجنون يا بيهوشى ونحو آنها فاسد شده باشد ولايت ندارد وهم چنين پدر وجد اگر هر دو فاسد العقل شوند ولايت ندارند واگر يك كدام فاسد العقل باشد ولايت با ديگرى است وهم چنين مملوك اگر چه مبعض باشد ولايت بر فرزند خود ندارد چه أو حر باشد يا عبد بلكه ولايت طفل حر أو با حاكم وولايت طفل أو كه مملوك باشد با مالك است وهم چنين پدر كافر ولايت ندارد بر فرزند خود كه مسلم باشد واگر جدش مسلم باشد ولايتش با اوست واگر أو نيز كافر باشد ولايتش با حاكم شرع است ولكن كافر ولايت دارد بر فرزند كافر خود بنابر أقوى وصحيح نيست كه ولى در حال احرام خود يا احرام مولى عليه أو را تزويج كند نه بمباشرت خود ونه بتوكيل بلى ضرر ندارد در حال احرام ديگرى را وكيل كند كه بعد از احلال أو را تزويج كند
( مسألة 17 ) اگر كسى ديگرى را وكيل كند كه براي أو زن بگيرد بر وكيل واجب است كه تعدى نكند از آنچه موكل معين كرده از زن ومهر وساير خصوصيات والا عمل أو فضولي ولزوم آن موقوف بر اجازه اوست واگر مطلق واگذارد وتعيين نكند بايد مصلحت موكل را از هر جهت مراعاة كند واگر خلاف آن نموده فضولي خواهد بود واگر زنى كسى را وكيل كند كه أو را شوهر دهد نمىتواند براي خود تزويجش نمايد بلى اگر بنحو عموم يا اطلاق أو را وكيل كند كه شامل خودش هم بشود ضرر ندارد واگر تصريح كند كه براي خودت هم بخواهى تزوج كن جواز آن بي اشكال است
( مسألة 18 ) أقوى صحت عقد فضولي است با اجازه چه از يك طرف فضولي باشد يا هر دو طرف خواه براي صغير عقد كند يا كبير خواه حر باشد يا عبد ومراد بعقد فضولي عقدي است كه صادر شود از غير ولى يا وكيل هر چند رحم نزديك باشد مثل مادر يا برادر يا عمو يا خالو وهم چنين عقد صادر از غلام يا كنيز بي اذن مولى فضولي است وهم چنين عقد ولى يا وكيل كه بر غير آنچه از خدا يا از موكل مأذون است مثل آنكه ولى بر خلاف مصلحت مولى عليه عقد كند يا وكيل از آنچه موكل معين كرده تجاوز كند ودر اجازه معتبر نيست فوريت خواه تأخير آن از جهت آن باشد كه نداند عقدي واقع شده يا بداند وبخواهد فكر كند كه اجازه صلاح أو هست يا نيست وخواه بدون جهت تأخير بيندازد بلى اجازه
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 127 | الشيخ عباس القمي / القمي / السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي