Skip to main content

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 123

Contributors:

P.123
وبعد از آن باذن مولى أو را خريد پس اگر براي مولى خريده نكاحش باقيست ووطى أو جايز است واگر براي خود بخرد نكاحش باطل وطي أو بملك جايز است بنابر أقوى وأيا جواز وطى أو در اين صورت محتاج باذن مولى است يا نه دو وجه است أقوى اعتبار اذن اوست واذن سابق كه بعنوان زوجيت بوده كافى نيست واگر بخرد أو را وقصد نكند براي خود ونه براي مولى پس اگر بعين مال مولى خريده مال مولى است وزوجيت أو بر قرار است واگر بعين مال خود خريده مال اوست وزوجيت أو باطل مىشود وهم چنين در صورتيكه أو را بذمه بخرد منصرف است بذمه خودش
" هفتم " زنيكه بگويد بي شوهرم بدون فحص تزويج أو جايز است هر چند يقين نكند كه راست مىگويد بلكه هم چنين است اگر نگويد بي شوهرم ولكن بمرد بگويد مرا تزويج كن يا آنكه مرد باو بگويد ترا مىخواهم واو أجابت كند ظاهر اين است كه جايز باشد تزويج أو اگر چه بداند كه سابقا شوهر داشته وزن بگويد طلاقم داده يا مرده است بلى در صورتيكه زن در اين ادعا متهم باشد أحوط آن است كه از حال أو فحص كند واز اينجا ظاهر مىشود كه زنى كه شوهرش از أو غايب ومنقطع شده وبگويد از امارات يا از اخبار مخبرين يقين دارم مرده است تزويجش جايز است هر چند صدق أو معلوم نباشد واگر كسى را وكيل كند كه أو را عقد كند جايز است وكيل شدن در عقد أو ماداميكه دروغ أو در ادعاء يقين بموت شوهرش معلوم نباشد ولكن ترك آن أحوط است بخصوص در صورتيكه متهمه باشد
" هشتم " اگر زني بگويد بي شوهرم ومردى أو را تزويج كند بعد از آن بگويد شوهر دارم اين حرف أو مسموع نيست مگر آنكه اقامه بينه كند بر آن كه بايد ما بين أو وانمرد تفريق نمود هر چند بينه شوهر أو را معين نكند وهمين قدر اجمالا بگويد شوهر دار است " نهم " اگر زن ومرد كسى را وكيل كنند كه مثلا صبح جمعه عقد كن ما بين ماها جايز نيست كه بعد از صبح جمعه با يكديگر نزديكى كنند تا يقين نكنند عقد جارى شده ومظنه بس نيست هر چند از اخبار مخبر ثقة حاصل شود بلي اگر وكيل بگويد عقد را خواندم كافي است هر چند ثقة نباشد زيرا كه قول وكيلي در متعلق وكالت حجت است
( باب دوازدهم ) در كسانيكه زمام نكاح بدست آنهاست وولى شرعي عقد مىباشند وانها چند نفر مىباشند " أول