Skip to main content

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 512

Contributors:

P.512
بقاء بر جنابت است بغير عمد واگر بعد از فجر بوده احتلام در نهار است بلى در صورتيكه بداند احتلام پيش از فجر بوده روزه قضاء رمضان كه وقت ان موسع باشد از أو صحيح نيست واگر وقت ان مضيق باشد أحوط بجا اوردن ان وبدل ان است
( مسألة 55 ) كسيكه شب ماه رمضان جنب باشد وبداند كه اگر بخوابد بيدار نمىشود تا صبح جايز نيست كه پيش از غسل بخوابد واگر خوابيد وبيدار نشد روزه اش باطل است وقضاء وكفاره بر أو واجب است بخلاف كسيكه احتمال بدهد كه بيدار شود خواب أو حرام نيست اگر چه اتفاقا از خواب بيدار نشود چه خواب أول باشد يا دويم يا سيم يا بيشتر هر چند أحوط ترك خواب دويم وزيادتر است نهايت انكه در بعض صور قضاء يا با كفاره بر أو واجب است چنانچه معلوم خواهد شد
( مسألة 56 ) خوابيدن جنب در شب رمضان با احتمال بيدارى يا با يقين به بيدار شدن هر گاه تا صبح بيدار نشود بر چند قسم است ( أول ) انكه عازم باشد بر ترك غسل ( دويم ) انكه مردد باشد در غسل كردن ونكردن ( سيم ) انكه غافل باشد از غسل ( چهارم ) انكه عازم باشد بر غسل پس در قسم أول ودويم اگر تا صبح بيدار نشود در حكم باقي ماندن بر جنابت است عمدا بلكه أحوط الحاق قسم سيم است بان هر چند أقوى الحاق ان بقسم چهارم است واما قسم چهارم بلكه سيم نيز پس بعد از علم بجنابت اگر خوابيد وبيدار نشد تا صبح روزه اش صحيح است واگر از اين خواب بيدار شد ودوباره خوابيد با احتمال بيدار شدن وبيدار نشد روزه اش باطل وقضاء ان واجب است وكفاره بر أو نيست بنابر أقوى واگر از اين خواب هم بيدار شد ومرتبه سيم خوابيد وبيدار نشد تا صبح روزه اش باطل وقضاء ان واجب است ولى در اين صورت نيز كفاره واجب نيست بنابر أقوى هر چند أحوط است بلكه كفاره در خواب دويم نيز أحوط است بلكه در خواب أول نيز هر گاه عادت أو نباشد كه بيدار شود أحوط قضا وكفاره است ومراد از خواب أول خواب بعد از علم بجنابت است پس خوابيكه در ان محتلم شده محسوب نيست وبعد از بيدار شدن از ان اگر بخوابد خواب أول محسوب است نه دويم
( مسألة 57 ) أحوط الحاق روزه واجب معين است بشهر رمضان در حكم خواب أول ودويم وسيم حتى در كفاره در خواب دويم وسيم اگر انواجب معين كفاره دار باشد مثل روزه نذر معين ونحو ان
( مسألة 58 ) ظاهر ان است كه خواب چهارم يا پنجم يا زيادتر حكم خواب سيم داشته باشد در بطلان روزه وقضاء وكفاره
( مسألة 59 )