Skip to main content

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 392

Contributors:

P.392
سيد باشد از أو أفضل است وهر چه امام جماعت أورع وأوثق باشد فضيلت أو زيادتر است واگر مأمومين صاحب فضيلت باشند فضيلت جماعت بيشتر مىشود وانچه بر مأمومين افزوده شود اجر ان افزون تر خواهد بود وجايز نيست ترك نماز جماعت بسبب اعراض از ان يا استخفاف بان ودر خبر است كه نيست نماز براي كسيكه نماز خود را بدون علت در مسجد نخواند وغيبت ندارد كسيكه در خانه خود نماز بخواند واعراض كند از جماعت ما وكسيكه اعراض از جماعت مسلمين كند غيبت أو بر مسلمانان واجب است وعدالت أو ما بين مسلمين ساقط مىشود ودورى كردن از أو واجب است واگر أو را نزد امام مسلمين برند بايد انذارش كند واو را بترساند پس هر گاه حاضر جماعت مسلمين شد كه هيچ والا خانه أو را بسوزاند ودر خبر ديگر است كه بحضرت أمير المؤمنين عليه السلام خبر دادند كه قومي در مسجد بجماعت حاضر نمىشوند پس ان بزرگوار خطبه خواندند وفرمودند قومي كه در مساجد ما با ما بجماعت حاضر نمىشوند بايد با ما نخورند ونياشامند مشورت با ما نكنند وتزويج با ماها نكنند يا انكه حاضر شوند با ما در نماز جماعت ونزديك است كه من خانه هاى ايشان را اتش زنم وبسوزانم يا انكه از عمل خود بپرهيزند پس مسلمانان از اكل وشرب ومناكحه انها كناره گرفتند تا انكه انها حاضر جماعت مسلمين شدند واخبار بسيار ديگرى بر اين مضامين وارد است پس مقتضاى ايمان ان است كه جماعت را بدون عذر ترك نكنند بخصوص با استمرار بر ترك ان كه وارد شده است اهتمام شيطان در منع هيچ عبادتي مثل منع جماعت نيست والقاء شبهات بر بندگان خدا مىنمايد از جهة عدالت ونحو ان زيرا كه نمىتوانند فضيلت جماعت را منكر شوند چونكه از ضروريات دين است ( مترجم گويد ) كسى كه امام جماعت باشد وقومي باو اقتدا كنند سزاوار ان است كه ما بين ايشان بصفاى قلب واقبال بنماز وخضوع وخشوع وساير شرايط باطنيه ان ممتاز باشد زيرا كه أو مقتداى انهاست ونفوس ايشان را بجانب خدا جذب مىكند وچه بسيار قبيح است كه دل أو در حال نماز از ياد خدا غافل ودر وادى فكر باطل سير كند وحال انكه بعض مأمومين حاضر القلب با دل خاشع وبدن خاضع مشغول نماز باشد واز اين شفيع تر انكه دل أو ملتفت بكسانى كه عقب أو هستند كه نه نفع مىتوانند باو رسانيد ونه ضرر بيشتر باشد از توجه بحضرت مالك الملكي كه بمحض اراده أو ملك وملكوت موجود شده ايا چنين كسى نبايد از علام الغيوب حيا كند كه خود را مقتداى أمت بكند وبجاى حضرت
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 392 | الشيخ عباس القمي / القمي / السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي