Skip to main content

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 384

Contributors:

P.384
وتركه نداشته باشد واجب نيست بر وصى يا بر وارث كه از مال خود بوصيت أو رفتار كنند يا خودشان نماز وروزه را بجا اورند مگر آنچه از نماز وروزه از انها بسبب عذر فوت شده باشد كه در اين صورت بر ولى واجب است اگر چه وصيت بان نكرده باشد وبا نبودن تركه اگر وصيت كند كه فرزند خودش مباشرت عملي نمايند لزوم عمل بوصيت أحوط است فرزند پسر باشد يا دختر اگر چه انعمل بر ولى واجب نباشد يا انكه وصيت كند غير ولى از أولاد خود را بشرط انكه ان عمل بسبب زيادى مستلزم حرج نباشد بخلاف وصيت بغير فرزند كه أطاعت ميت بر أو واجب نباشد كه عمل كردن بان واجب نيست چنانچه در وصيت بفرزند در صورتيكه متمكن از مباشرت نباشد استيجار ان واجب نيست چنانچه واجب نيست عمل بان اگر وصيت باستيجار كند نه بمباشرت
( مسألة 6 ) اگر وصيت كند بعملي من باب الاحتياط آن را نيز بايد از أصل تركه بيرون كنند بخلاف وصيت بعمل مستحبى من باب الاحتياط كه عمل بان واجب است ولكن بايد آن را از ثلث بيرون كنند وهم چنين اگر وصيت كند باستيجار صوم وصلاة زيادة از عمر خود كه بايد بان عمل كنند واز ثلث مال بيرون كنند زيرا كه محتمل است مقدار زيادة را بسبب احتمال خلل در عمل أجير خواسته باشد واما اگر يقين داشته باشد كه ذمه ميت بصوم وصلاة مشغول نيست عمل بان وصيت واجب نيست بلكه جواز ان محل اشكال است
( مسألة 7 ) اگر كسى خود را أجير ديگرى كند براي نماز يا روزه يا حج وپيش از عمل كردن بان بميرد پس اگر قرار داده خودش بعمل أورد اجاره نسبت بباقي مانده عمل باطل است واگر تمام مال الاجاره را گرفته ذمه أو نسبت بباقي مانده عمل از مال الاجاره مشغول است بايد از تركه أو بيرون بياورند وهر گاه بر أجير شرط مباشرط نشده بايد از تركه أو بردارند ومقدار باقي مانده را استيجار كنند اگر تركه داشته باشد والا بر ورثه واجب نيست كه از خود بدهند مثل ساير ديون أو در صورتيكه تركه نداشته باشد بلى جايز است ذمه أو را از زكاة ونحو ان يا تبرعا فارغ كنند
( مسألة 8 ) هر گاه كسى بر ذمه أو نماز يا روزه استيجارى باشد واز خود أو هم نماز وروزه فوت شده باشد وبميرد پس اگر تركه أو وفا كند بهر دو بايد استيجار كنند والا نماز وروزه استيجارى را مقدم دارند زيرا كه حق الناس است
( مسألة 9 ) در أجير شرط است كه احكام اجزاء نماز وشرائط ومنافيات وشكيات وظنيات وسهويات آن را باجتهاد يا بتقليد صحيح بداند
( مسألة 10 )