Skip to main content

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 108

Contributors:

P.108
نيست والا از براي امتثال امر آن غايت معتبر است پس اگر قصد نكند نماز يا قرائت قرآن يا نحو آن را امتثال امرى كه دارد از بابت نماز يا قرائت مثلا نكرده است اگر چه أداء آن شده است بمعنى اين كه ديگر امر ندارد از جهت آن ما دام كه وضو باقي است بلى اگر نذر كند وضو گرفتن به جهت غايت معينى پس اگر قصد آن غايت نكند أداء هم نشده است پس آن امر نذرى باقي است وبايد بعد از آن بياورد اگر موسع بوده است
( شرط سيزدهم ) خلوص است يعنى بايد عمل را خالصا لوجه الله تعالى بجا آورد پس اگر منضم شود بان قصد رياء باطل است به هر نحو كه باشد خواه نيت قربت مستقل باشد وريا بالتبع يا به عكس يا هر دو مستقل باشند وخواهد ريا در أصل عمل باشد يا در كيفيات يا در اجزاء آن حتى اگر ريا در جزء مستحبى آن باشد تمام عمل باطل است بنابر أقوى وخواه نيت ريا از أول عمل كند يا در أثناء آن وخواه از آن توبه كند يا نكند پس ريا در عمل به هر وجهي كه باشد مبطل آن است چنانچه در اخبار وارد شده كه حق تعالى فرموده انا خير شريك من عمل لي ولغيرى تركته لغيرى ومبطل بودن رياء در صورتي است كه محرك يا جزء محرك بر عمل باشد پس مجرد خطور در خاطر با اين كه تمام محرك داعى قربت باشد ضرر ندارد چنانچه اگر محرك ريا باشد وبه خاطر بگذارند قربت را ثمر ندارد واگر در حين عمل ريا وقربت هر دو در خاطرش موجود است ونمىداند كه آيا رياء جزء داعى است يا مجرد خطور است صحت عمل مشكل است بلى اگر عملي كرد وبعد از آن شك كرد كه آيا رياء منضم بود بداعي يا نه محكوم است به صحت از باب قاعده شك بعد از فراغ واما عجب پس مبطل بودن آن معلوم نيست اگر چه أحوط در عجب مقارن عمل اعاده آن است واما سمعه پس اگر داعى بر عمل يا دخيل در آن باشد مثل ريا مبطل است واما اگر عمل را قربة إلى الله مىكند لكن از اطلاع مردم بر عمل أو خوشش مىآيد بدون اين كه داخل در قصد أو باشد كه مدخليت در عملش داشته باشد بالمرة ضرر ندارد لكن آدمي بايد ملتفت باشد كه شيطان كه دشمن مبين است در كمين است ونفس آدمي دزد وخداع است مبادا كه فريب بخورد وبس است براي تنبيه انسان در اين مقام فرمايش حضرت يوسف صديق عليه السلام ( وما ابرى نفسي ان النفس لامارة بالسوء الا ما رحم ربي ) واما ضمائم ديگر غير از رياء وسمعه پس اگر رحجان داشته باشد مثل اين كه وضو مىگيرد به قصد قربت وتعليم مثلا بر وجهي كه ضميمه راحجه تبع باشد يا هر دو داعى مستقل باشند ضرر ندارد واگر نيت