( 1 ) مخلوقاتش . شهادت مىدهد خدا آن كه نيست معبودى سواى او و شهادت مىدهند فرشتگان و صاحبان علم نيز در حالى كه خداى تعالى ايستاده است به عدالت ، « 1 » نيست معبودى به غير از او كه قوى و عالم به مصالح است و پناه به خدا مىبرم كه احاطه به علم به همه چيز نمود و فرا نگرفته او را چيزى و او به هر چيز احاطه نموده . « 2 » نيست معبودى مگر خدا ، محمّد فرستادهء خداست رحمت خدا باد بر او و بر آل او و تحيّت خدا باد بر ايشان .
د : حرز بالا به روايتى ديگر چنين آمده است :
ابتدا مىكنم به نام خداى بخشندهء مهربان ( 2 ) بار خدايا بدرستى كه پناه مىجويم به نام تو و صفت تو « 3 » كه عيب و نقص ندارد ، از ضرر هر گزندهاى كه نكشد و هر گزندهء كشنده و پناه مىبرم به اسم تو و كلمهء تو كه تمام است « 4 » در پناه بردن از الم و درد عذاب تو و از بدى بندگان تو و پناه مىبرم به بركت نام تو و كلمهء تو كه تمام است ، از شرّ شيطان كه دور است از رحمت خدا . خداوندا بدرستى من مىطلبم از تو به بركت اسم تو و صفت تو كه بىنقص است از بهترين چيزى كه بخشش نمائى او را و چيزى كه سؤال كرده شوى تو آن چيز را « 5 » و بهترين چيزى كه پنهان دارى و بهترين چيزى كه ظاهر گردانى او را . خداوندا بدرستى كه من پناه مىبرم به اسم تو و كلمهء تو كه تمام است از ضرر آنچه بگذرد به او شب و روز ، بدرستى كه پرورندهء من خداست آن چنان خدايى كه نيست معبودى مگر او بر او اعتماد نمودم و خدا پروردگار عرش بزرگ است هر چيز
هامش
( 1 ) حاصل معنى آن كه هر يك از جناب الهى و فرشتگان و صاحبان علم شهادت مىدهند به وحدانيّت خدا در حالى كه خداى تعالى عادل است در افعال و كارهاى خود مثل قسمت نمودن رزقهاى خلايق و اجلهاى مخلوقات و ثواب دادن و عقاب نمودن بندگان و تكليف نمودن ايشان را به عبادات و اوامر و نواهى و غير آنها . و اللَّه يعلم .
( 2 ) يعنى خداى تعالى به همه چيز عالم است ، چه احاطه نمودن به چيزى علم او را لازم دارد .
( 3 ) پوشيده نماند كه مراد از كلمهء خداى تعالى ، اسم اعظم و كتاب خدا و كلام خدا و علم خدا و قرآن مىتواند بود و احتمال دارد كه به معنى قوّة و قدرت خدا باشد و محتمل است كه مراد حجّة خدا باشد كه عبارت از پيغمبر و ائمّه عليهم السلام باشد ، چنانچه از بعضى احاديث معلوم مىشود ؛ و احتمال دارد كه مراد صفت خداى تعالى باشد ، چنانچه در اصل به آن ترجمه نموده و اين معنى در اين مقام ظاهرتر است ، زيرا كه مقابل با اسم واقع شده و الله يعلم .
( 4 ) مراد از توصيف كلمهء خداى تعالى به تمام آن است كه نقص و عيب در آن نيست . يا آن كه تمام است در دلالت كردن يا فايدهاى كه بر آن مترتّب مىگردد يا در علم به احكام و رسانيدن آن به خلايق هر گاه از آن مراد ائمّه باشد و احتمال دارد كه مراد آن باشد كه كلمهء خداى تعالى تمام است در پناه جستن به آن و كافى است از براى دفع ضرر و شرّ اعداء و اين در اين مقام انسب است . و الله يعلم .
( 5 ) يعنى مىطلبم از تو از نعمتهائى كه خود بدون سؤال مخلوقات تفضّل مىنمائى ، و از نعمتهائى كه عطا مىنمائى بعد از سؤال بنده ، و از نعمتهاى پنهان كه بر همهء مخلوقات ظاهر نيست ، و از نعمتهائى كه بر همه كس ظاهر است آنچه را كه خير و بهتر باشد . و اللَّه يعلم .